روانشناسی

افسردگی در زنان

Depression in women

مقدمه

«سرطان خاموش» یا به نوعی همان «افسردگی یا سرماخوردگی روانی» یکی از شایعترین بیماریهای روانپزشکی است که خانمها را بیشتر از آقایان گرفتار می‌کند. تقریبا در سراسر جهان و در همه کشورها و فرهنگها دیده شده است که شیوع این اختلال در زنان بیشتر از مردان است. علل این تفاوت در تفاوتهای هورمونی، تاثیرات زایمان و متفاوت بودن فشارهای روانی، اجتماعی زنان و مردان، و الگوهای رفتاری مربوط به درماندگی آموخته شده است.

.

تعریف افسردگی و علل آن

افسردگی (DEPRESSION) به حالت ناراحتی فراگیر، نوعی احساس اندوه، غم و دلتنگی گفته می‌شود. طبق متن بازبینی شده چاپ چهارم DSM_IV_TR) DSM)، اختلال افسردگی اساسی (که افسردگی یک قطبی نیز نامیده می‌شود) بدون سابقه‌ای از دوره‌های مانیا، مختلط، یا هیپومانی رخ می‌دهد. دوره افسردگی باید لااقل دو هفته طول بکشد. فردی که دچار دوره افسردگی اساسی تشخیص داده می‌شود، باید لااقل چهار علامت از علایمی نظیر تغییرات اشتها و وزن، تغییرات خواب و فعالیت، فقدان انرژی، احساس گناه، مشکل در تفکر و تصمیم‌گیری، و افکار عود کننده مرگ یا خودکشی را هم داشته باشد.

نظریه‌های متعددی درباره علل افسردگی وجود دارد. برخی از کارشناسان معتقدند که عدم تعادل شیمی مغز علت افسردگی است. برخی از طرفداران این قضیه معتقدند که این عدم تعادل پایه و اساس ژنتیکی دارد. عده ی دیگری از متخصصان تاکید بسیار دارند که علت افسردگی مربوط به دوران کودکی فرد است. با این حال گروه دیگری از محققان باور دارند که افسردگی از تفکر منفی ناشی می‌شود. دسته دیگری از دانشمندان نیز محیط زندگی فقیرانه یا تجربه‌های فرهنگی را علت افسردگی می‌دانند. پژوهشگران دیگری نیز از الگوهای رفتاری آموخته شده در بروز افسردگی یاد می‌کنند و درنهایت برخی دیگر از کارشناسان، مشکلات حاصل از روابط را بعنوان عامل افسردگی مطرح می‌کنند.

.

افسردگی در زنان

از هر ۴ نفر زن، ۱ نفر افسردگی شدید را در مرحله‌ای از زندگی خود تجربه می‌کند. بطور کلی زنان متأهل بیشتر از زنان مجرد به افسردگی مبتلا هستند و در مادران جوانی که تمام وقت در منزل و در کنار فرزندان می‌باشند رایجتر است. این افسردگی امکان دارد در زنان منجر به خودکشی نیز بشود و تعداد زنانی که در دوران افسردگی خود به اعتیاد و مواد مخدر و الکل و مشروبات الکلی روی می‌آورند و در این مورد درصد مردان بیشتر از زنان می‌باشد. در افسردگی زنان می‌توان به چند دسته اشاره کرد که فقط مختص خانمها می‌باشد و آقایان از این قاعده مستثنی هستند.

.

۱ـ حزن و اندوه مادرانه

بین ۱۰ تا ۲۵% زنان پس از زایمان دچار حملات غم و اندوه می‌شوند. این حملات در روز سوم و چهارم پس از زایمان و بصورت غم و ناخوشی، کاهش تمرکز و یا اختلال خواب بروز می‌کند. مادر ممکن است یک دقیقه خوشحال و سرحال باشد و دقیقه‌ای دیگر غمگین و گریان. اگر در این حالت در ۱۰ یا ۱۴ روز اولیه از بین نرود باید به پزشک مراجعه شود.

.

۲ـ افسردگی بعد از زایمان

در حدود ۱۰% زنان بعد از زایمان دچار افسردگی می‌شوند که ممکن است از همان روز اول بعد از تولد کودک و یا تا ۴ ماه بعد از زایمان رخ دهد. خلق و خوی افسردگی است فقط ممکن است افکار منفی مثل اینکه من بچه‌ام را نمی‌توانم نگهداری کنم به او آسیب می‌رسانم، مادر ناشایسته‌ای هستم هم بروز کند.

.

افسردگی پس از زایمان در زمانی که:

  1. سابقه قبلی افسردگی پس از زایمان را دارند.
  2. سابقه افسردگی غیرمربوط به حاملگی را دارند.
  3. افرادی که تنشهای پیش از قاعدگی شدید را دارند.
  4. ازدواج ناموفق دارند.
  5. از حمایت دوستان، همسر و خانواده بی‌بهره است.
  6. در دوران حاملگی فشار و استرس بیش از حد بوده است.

افسردگی بعد از زایمان باید بلافاصله درمان شود و از آنجا که قرص دادن به مادر امکان دارد برروی شیر کودک اثر بدی داشته باشد، در بسیاری از موارد مادر را از دادن شیر به کودک منع می‌کنند.

افسردگی بعد از زایمان اگر درمان نشود به مادر و کودک آسیب جدی می‌رسد و می‌تواند موجب اختلالاتی نظیر نقص در مهارت ادراکی و رشد و تکامل کلامی در کودک شود.

اگر روزهای افسردگی بعد از زایمان را بخواهیم تقسیم کنیم به شرح زیر است:

  • در پنج روز اول زایمان: مادر، غمگین و گریان و تحریک‌پذیر است. این نوع افسردگی کوتاه مدت و بی‌دوام است و شیوع آن بالاست و جز حمایت و محبت همسر نیازی به درمان ندارد. در این موارد در صورت امکان حضور مادربزرگ (خصوصاً مادر زن) برای چند روز اول پس از زایمان نقش بسیار بزرگی در کاهش استرسها و به حداقل رساندن و بهبود سریع حزن و اندوه مادر در افسردگی بعد از زایمان دارد.

 

  • در نوع دوم افسردگی مانند نوع اول شروع می‌شود اما ادامه دارد. مادر اغلب بیقرار در خواب، گریان و غمگین است و ترس شدید از دست دادن فرزند را دارد و مرتب او را وارسی می‌کند تا از سلامت او خیالش راحت باشد. اشتهای او تغییر می‌کند، فکر می‌کند نمی‌تواند از پس بزرگ کردن کودک بربیاید. این افسردگی نیاز به دکتر و مشاوره و دارو درمانی دارد.

 

  • در نوع سوم: طی سه ماه اول بعد از زایمان است. مادر دچار توهم و پرخاشگری است و قادر به نگهداری از طفل نیست و دچار وسواس است. افکاری آزاردهنده دارد. بی‌خواب و بیقرار است. در این افسردگی نوزاد و مادر نباید تنها بمانند و سریعا باید اقدام به درمان دارویی و مشاوره شود و گاهی تا ۶ ماه هم طول می‌کشد.

 

.

چگونه می‌توان به فرد مبتلا به افسردگی بعد از زایمان کمک کرد؟

بهترین کاری که همسر و سایر اعضای خانواده و دوستان می‌توانند انجام دهند این است که بگویید این افسردگی امری است طبیعی و خیلی از مادران  به آن دچار می‌شوند و به ظرف مدت کوتاهی از بین می‌رود او را راحت بگذارید گریه کند و به او اطمینان بدهید که مادر خوبی است و در آینده بهتر می‌تواند کارهای کودک را انجام دهد. به او کمک کنید مسئولیتهایش را انجام دهد.

به او اطمینان بدهید که در کنار او هستید .ملاقاتها و دید و بازدید او را اگر می‌خواهد کمتر یا بیشتر کنید. در امور منزل مثل: کارهای خانه، آشپزی، … یاری‌رسان باشید. مادر می‌تواند گاهی به تنهایی یا همراه همسرش به پیاده‌روی، ورزش و خرید برود. زمانهایی را از نوزاد جدا بخوابد و به او متذکر شویم اگر احساس پیوند عاطفی قوی بین خود و فرزندش ندارد نگران نباشد و خود را سرزنش نکند و احساس گناه نداشته باشد. این امر در این دوران طبیعی است و به مرور زمان کاهش می‌یابد.

.

۳ـ افسردگی دوران قاعدگی:

بین ۷۰ تا ۹۰% خانمها در سنین باروری چند روز قبل از قاعدگی دچار برخی ناراحتیهای روحی و روانی و جسمی می‌شوند و تا حداکثر ۴ روز برطرف می‌شود. علایم دل گرفتگی و اندوه، پدیده شایعی در روزهای قبل از قاعدگی است.

فرد ممکن است طی این دوران تعدادی از علائم زیر را تجربه کند:

  1. خلق افسرده، احساس ناامیدی یا افکاری که در هر مسئله‌ای خود را مقصر می‌داند و سرزنش می‌کند.
  2. اضطراب تنشی، دلواپسی و این که هر لحظه قرار است خبر بدی به او بدهند.
  3. بی‌ثباتی حالات عاطفی، مثلا ناگهان احساس دلتنگی و غم می کند و گریه می‌کند یا بیش از حد به رفتار اطرافیان حساس می‌شود و کوچکترین حرکت آنها را به دل می‌گیرد.
  4. تحریک‌پذیر می‌شود و با سایر افراد خانواده بیشتر مشاجره می‌کند و حتی نسبت به آنها خشمگین و پرخاشگر می‌شود.
  5. حوصله انجام فعالیتهای معمول مثل کار، درس خواندن و تفریح ندارد.
  6. اختلال در تمرکز و حافظه
  7. خستگی مفرط و ضعف و احساس کم قوتی
  8. اشتهای او تغییر می‌کند و گاه به بعضی از غذاهای خاص میل می‌کند.
  9. خواب او مختل می‌شود و کابوس شبانه، پریدن مکرر از خواب، بیخوابی و کم خوابی و یا پرخوابی او را رنج می‌دهد.
  10. احساس می‌کند بر رفتار خود مسلط نیست و از پا درآمده است.
  11. علائم جسمی از قبیل تورم سینه‌ها، درد مفاصل و عضلات و سردرد و ورم بدن را دارد.
  12. تغییرات هورمونی هم در این امر شایان توجه است.

در بعضی از موارد، دارودرمانی در این دوران توصیه می‌شود.

.

نویسنده: پریسا مداحی

دانشجوی کارشناسی روانشناسی عمومی


منابع

اسمیت، لورا، ال. الیوت، چارلز، اچ. اضطراب و افسردگی. هدایتی، مریم. تهران: نشر آوند، ۱۳۹۴

 

کمرزرین، حمید، و دیگران. روانشناسی مرضی کودک. تهران: دانشگاه پیام نور، ۱۳۹۲