شخصیت چیست؟

Personality

همه ما در زندگی و در مراودات روزانه و حتی در مشاغل و در موقعیتهای اجتماعی مختلف، لفظ و کلمه شخصیت را شنیده‌ایم. کلمه‌ای که یکی از پرکاربردترین لغات در نزد همگان می‌باشد. برای بهتر فهمیدن این مطلب چند مورد عینی را که مطمئنا شما نیز با آنها آشنا می‌باشید را بررسی می‌کنیم. هستند افرادی در جامعه که هنگام عصبانیت یا جر و بحث با دیگران، بخاطر ادبی که دارند از نثار نمودن فحش و ناسزا به یکدیگر امتناع نموده و صرفا با گفتن یک لغت، تمام خشم خود را نثار دیگران می‌کنند، لغتی به نام «بی‌شخصیت» که البته این لغت به معنای آن نمی‌باشد که افرادی هم وجود دارند که شخصیت ندارند بلکه صرفا معنای متداول و عامه آن در نزد مردم می‌باشد. در ابعاد دیگر نیز این لغت کاربردهای فراوان دارد، در سیاست، جامعه شناسی، فرهنگ و حتی هنر. مثلا فلان بازیگر سینما دارای شخصیت کاریزماتیک می‌باشد، یا فلان خواننده دارای شخصیت هنری می‌باشد، یا فلان سیاستمدار دارای شخصیت معتدلی می‌باشد، یا فلان مدیر ارشد، فاقد شخصیت در خور مدیریت می‌باشد. اینها تنها معدودی از مثالها و مصداقها درباره لغت شخصیت می‌باشد. حال بعد از این مقدمه و پی بردن به استعمال فراوان این لغت در زندگی روزمره به چرایی و ریشه بوجود آمدن آن خواهیم پرداخت. در فرهنگ لغت معین شخصیت اینگونه تعریف شده است: «مجموعه خصایص باطنی و رفتارهای اجتماعی یک شخص و مجموعه خصوصیات یک انسان». دکتر محمود نیکزاد در کتاب «فرهنگ جامع روانشناسی» شخصیت را اینگونه تعریف نموده‌اند: «شخصیت به کلیت رفتار نسبتا پایدار قابل مشاهده (آشکار) و برداشتهای ذهنی فردی اطلاق می‌شود. اصل تفاوتهای فردی و رفتار نسبتا پایدار از مختصات شخصیت می‌باشد».

این تعاریف، یک بخش بسیار کوتاه از تعاریف متعدد شخصیت در روانشناسی و دیدگاه‌ها و مکاتب مختلف آن می‌باشد. همانطور که اشاره گردید از شخصیت و نوشتن درباره آن تعاریف و دیدگاه‌های فراوانی وجود دارد که عمدتا به دو دسته تقسیم می‌شوند، دسته اول تعاریفی که در نزد عامه مردم وجود دارد مانند وقتی در مورد کسی گفته می‌شود بسیار با شخصیت است، غالباً درجه کارآیی و جاذبه اجتماعی وی مدنظر است. گاهی نیز کلمه شخصیت بمنظور توصیف بارزترین ویژگی شخص به کار برده می‌شود، مثلا گفته می‌شود فردی شخصیت پرخاشگر و یا شخصیت خجولی دارد و دسته دوم تعاریفی که روانشناسان و افراد صاحب نظر از شخصیت ارائه نموده‌اند مانند اینکه بگوییم شخصیت یک کلیت روانشناختی است که انسان خاصی را مشخص می‌سازد. در نتیجه یک مفهوم انتزاعی نیست بلکه تجلی همین موجود زنده‌ایست که ما از برون می‌نگریم و از درون او را حس می‌کنیم، نگرش و حس کردنی که در مورد افراد متفاوت است. پس در روانشناسی شخصیت همواره تفاوتهای فردی را مدنظر قرار می‌دهیم و هدف این نوع از روانشناسی تعریف هرچه صحیح‌تر این تفاوتها است. واژه شخصیت مترادف لغت personality در زبان انگلیسی می‌باشد که در واقع از لغت لاتین persona بدست آمده که به نقابی اشاره دارد که هنرپیشه‌ها در نمایش به چهره می‌زدند. با این تفسیر می‌توان درک کرد که چگونه پرسونا یا نقاب به ظاهر بیرونی افراد اشاره دارد. بر اساس ریشه شخصیت می‌توان نتیجه گرفت که شخصیت به ویژگیهای بیرونی و قابل رویت ما اشاره دارد، آن جنبه‌هایی از ما که دیگران می‌توانند ببینند. این تعریف با تعاریفی که در بالا و از قول دکتر نیکزاد آورده شده است، همخوانی دارد. بصورت کلی می‌توان گفت هنگامی که از شخصیت حرف می‌زنیم منظور ما به حساب آوردن چندین ویژگی فرد، کلیت یا مجموعه خصوصیات مختلفی است که از ویژگیهای جسمانی سطحی فراتر می‌روند. این واژه تعداد زیادی از خصوصیات ذهنی، اجتماعی و هیجانی را نیز در بر می‌گیرد، خصوصیاتی که شاید قابل مشاهده نباشد. به علت گستردگی تعاریف و دیدگاه‌ها در این حوزه، روانشناسان متعددی دست به تبیین شخصیت زدند که این امر موجب بوجود آمدن نظریه‌های شخصیت در علم روانشناسی گردیده است، نظریه‌هایی که هر کدام بنا به افق دید خود، تعاریف متعدد و متفاوتی را از شخصیت ارائه نموده‌اند مانند نظریات روانپویشی، نظریه‌های یادگیری، نظریه‌های آمادگی، نظریه‌های انسان گرایانه و وجودی، که در مقالات بعدی راجع به شخصیت،هر کدام از آنها را به تفصیل مورد بحث و بررسی قرار خواهیم داد.

.

نویسنده: علی اکبر نعیمی زاد

کارشناس ارشد روانشناسی شخصیت


.

منابع

نیکزاد، محمود. فرهنگ جامع روانشناسی (انگلیسی-فارسی). ۱۳۹۰، تهران. انتشارات کیهان

شولتز و شولتز. نظریه‌های شخصیت. سیدمحمدی، یحیی، مترجم. ۱۳۹۳، تهران. نشر ویرایش

فیست و فیست. نظریه‌های شخصیت. سیدمحمدی، یحیی، مترجم.۱۳۹۰، تهران. نشر روان

شاملو، سعید. مکتب‌ها و نظریه‌ها در روانشناسی شخصیت. ۱۳۸۶، تهران. انتشارات رشد