شنوایی و تعادل

Hearing and Balance

.

هر چیز که مرتعش شود مولکولهای هوا را جابجا می‌کند. اگر این ارتعاش در حد معینی باشد، ما صدای آن را می‌شنویم.

ویژگیهای صوت عبارتند از:

  • بسامد: وقتی ضربه‌ای به سیم سنتور می‌زنید، تلاطمی در مولکولهای هوا ایجاد می‌کنید، درست مثل این که سنگریزه‌هایی را یکی پس از دیگری به داخل آب راکدی بیندازید. اگر در هر ثانیه ۵ سنگریزه بیندازید، امواجی با بسامد ۵ ایجاد می‌کنید. اگر بسامد سیم سنتور به ۲۰ لرزش در ثانیه برسد، آنگاه گوش قادر خواهد بود صدای آن را بشنود. اگر ارتعاش آن از ۲۰۰۰۰ لرزش در ثانیه بگذرد، دیگر چیزی نخواهیم شنید. البته حیواناتی مانند خفاش و دلفین چنین صداهایی را می‌شنوند.

منظور از بسامد، موج در ثانیه یا تعداد ارتعاشهاست و واحد آن هرتز است. سیمهای کوتاه سنتور بسامد بیشتری دارند و صدای زیر (مانند صدای زنبور) ایجاد می‌کنند. سیمهای بلند بسامد کمتری دارند و صدای بم ایجاد می‌کنند (مانند صدای طبل).

  • شدت: یکی از سیمهای سنتور را در نظر بگیرید. اگر ضربه آرامی بر آن وارد کنید صوتی مثلاً با بسامد ۹۰۰ هرتز ایجاد می‌کنید. اگر ضربه محکمتری به آن بزنید، بسامد آن تغییر نمی‌کند، اما صدا بلندتر بنظر خواهد رسید. درست مانند اینکه به جای ۵ سنگریزه، ۵ سنگ در هر ثانیه در آب بیندازید. منظور از شدت یا بلندی صدا قدرت آن در جابجا کردن پرده گوش است. واحد اندازه‌گیری شدت صوت، دسی‌بِل نام دارد. صفر دسی‌بل، ضعیفترین صوتی است که گوش انسان دریافت می‌کند. هر چه دامنه صوتی بلندتر و شدیدتر (دسیبل بالاتر) باشد، هوا، فشار بیشتری به پرده گوش وارد می‌کند. امروزه آلودگی صوتی یکی از مشکلات جوامع صنعتی است. ماشین آلات دنیای غرب، هر سال ۱ دسیبل بر سر و صداهای اطراف اضافه می‌کنند.
  • طنین: با ارتعاش یک سیم سنتور، صدا ایجاد می‌شود اما، برای ایجاد موسیقی، ترکیبی از صداها بکار می‌آید. طنین کیفیت ادراکی صداست. وقتی دو نفر با بسامد و شدت مشابه کلمه‌ای را بر زبان می‌آورند ما صدای آنها را به دلیل تفاوت در طنین، از هم متمایز می‌کنیم؛ به این دلیل که تارهای صوتی و حفره دهانی آنها با یکدیگر متفاوت است.

.

ساختمان گوش

گوش از سه قسمت تشکیل شده است:

  • گوش بیرونی: با لاله گوش شروع می‌شود و با مجرای شنوایی ادامه می‌یابد و در انتهای آن پرده گوش قرار می‌گیرد.
  • گوش میانی: کوچکترین استخوانهای بدن در این قسمت قرار دارند که ارتعاشات پرده گوش را به گوش داخلی منتقل می‌کند.
  • گوش داخلی: ساختاری شبیه حلزون دارد. دریچه بیضی در ابتدای آن حرکت استخوانچه‌های گوش میانی را به مایع درون حلزون منتقل می‌کند. گیرنده‌های صوت داخل حلزون قرار دارند. ارتعاش مایع موجود در حلزون طبق زیر و بم بودن صداها را مشخص می‌کند.

مسیر عبور صوت به شرح زیر مشاهده می‌شود:

۱. لاله گوش

۲. مجرای شنوایی

۳. پرده گوش

۴. سه استخوانچه گوش میانی

۵. حلزونی

۶. عصب شنوایی

که در نهایت پیامهای شنوایی را به مغز می‌رساند. غشای پایه خطی است که در ابتدای حلزون باریک و در انتهای آن پهن است. موج صوتی از بخش سختتر و باریکتر غشای پایه شروع و به بخش نرمتر و گسترده‌تر آن در انتهای حلزون ختم می‌شود. این تفاوت در غشای پایه موجب می‌شود موج در قسمتهای مختلف غشای پایه به حداکثر ارتفاع خود برساند.

امواج پربسامد در ابتدای حلزون متوقف می‌شوند، اما امواج کم‌بسامد تا انتهای حلزون ادامه می‌یابند.

اگر سر طناب بزرگی را روی زمین بگیرید و یک بار در ثانیه آن را به بالا و پایین حرکت دهید، مسافتی که این موج طی می‌کند کاهش می‌یابد.

.

حلزونی گوش

بدلیل فاصله دو چشم، تصویر شبکیه‌ای دو چشم مشابه هم نیست. گوشها نیز همزمان یک صوت را دریافت نمی‌کنند. صدا به گوشی که به منبع صوت نزدیکتر است زودتر می‌رسد. علاوه بر این، هر چه منبع صوت نزدیکتر به یک گوش باشد، شدت صوت در آن گوش کاهش می‌یابد، زیرا امواج صوت برای رسیدن به گوش مقابل با سر برخورد می‌کنند و ضعیفتر می‌شوند.

.

سازگاری و خستگی شنوایی

صوت نیز مانند هر محرک دیگری اگر بدون تغییر ادامه یابد، سازگاری را در پی دارد. البته سازگاری نسبت به صوت، به اندازه سایر حواس نیست. شما پس از ساعتها نیز نمی‌توانید با سر و صدای یک محیط شلوغ سازگار شوید.

.

پوشانیدن یا پوش صوتی

یک صوت ضعیف در میان سروصدای پیرامون گم می‌شود. صداهای بلند مانع درک صداهای ضعیفتر می‌شوند. پوشانیدن فقط به شدت صوت بستگی ندارد. صوتهایی که بسامد مشابهی دارند نیز یکدیگر را می‌پوشانند. گوش ما نسبت به بسامدهای متوسط (۲۰۰۰ تا ۵۰۰۰ هرتز) حساسیت بیشتری دارد. بسامد صدای انسان در همین حدود است. صداهایی با این بسامد کمتر در معرض پوشانیدن قرار می‌گیرند. به همین دلیل نیز صدای انسان در میان سایر صداها واضحتر درک می‌شود.

.

حس شنوایی و حسی تعادل

شنیدن بخش زنده‌ای از زندگی هشیار ماست، در حالی که تعادل چیزی است که در تمام اوقات روز از آن بهره می‌گیریم ولی به ندرت وقتی ما چیزی را نمی‌بینیم، می‌توانیم از طریق حس شنوایی از حضور و منشاء آن آگاه شویم. بعنوان مثال وقتی کسی در جنگلی گم می‌شود، اغلب برای دریافت و تشخیصی خطر بیشتر از شنوایی خود استفاده می‌کند. اگر اطلاع داشته باشد که در این جنگل مارها و خرسهای خطرناکی وجود دارند، صدایی که از تکان خوردن شاخه‌ها و برگها حاصل می‌شود، محرکهای مهمی تلقی می‌گردد که می‌توانند رفتار آن فرد را تحت تأثیر قرار دهند. علاوه بر این، انسان از همان دوره جنینی تحت تأثیر محرکهای شنیداری، بویژه کلام همنوعان خود است. بعلت اینکه انسان انواع و گستره‌ای از صداها را تولید و نیز آنها را می‌شنود، زبان گفتاری و ادراک آن از طریق سیستم شنیداری، وسیله بسیار مهم ارتباطی شده است. همچنین استفاده از سیستم شنوایی در انسان، فراتر از یک سیستم ارتباطی و حیاتی صرف است، زیرا از آن به طرق دیگری نیز استفاده می‌شود، مثلا موسیقیدانان از این حس جهت ایجاد احساسات و هیجانات استفاده می‌کنند.

برعکس شنوایی، حس تعادل کاملا یک فرایند شخصی و درونی است. حس تعادل سیستم عصبی ما را از موقعیت سر و بدن و اینکه آنها چگونه حرکت می‌کنند، آگاه می‌سازد. این اطلاعات بدون تلاش هشیار، برای کنترل کششهای عضلانی مورد استفاده قرار می‌گیرند، یعنی بدن ما را در جایی که می‌خواهیم قرار می‌دهند، جهت‌گیری دوباره را وقتی که چیزی ما را به طرفی هل می‌دهد تنظیم می‌کنند، و جهت ثابت ماندن میدان بینایی روی شبکیه، حرکت چشمها را، علیرغم تکان خوردن سر، کنترل می‌کنند.

در اینجا ما مکانیسمهای موجود در درون گوش و مغز را مورد بررسی قرار می‌دهیم. این مکانیسمها صداهای محیط پیرامون ما را به علایم عصبی معنی‌دار و حرکت سر را به حس مکانی جایی که قرار دارد، تبدیل می‌کنند. بدین وسیله ما درمی‌یابیم که این تبدیلات در طی مراحلی صورت می‌گیرد نه یکباره. در داخل گوش درونی، پاسخهای عصبی به وسیله گیرنده‌های شنیداری از انرژی مکانیکی موجود در صدا و بوسیله گیرنده‌های دهلیزی از تکانها و چرخشهای سر ایجاد می‌شوند. در ساقه مغز و تالاموس طی مراحل بعدی، سیگنالهای رسیده از گیرنده‌ها، قبل از اینکه در نهایت به قشر شنوایی و دهلیزی برسند یکپارچه‌سازی می‌شوند. با نگاه به خواص پاسخ نرونها در نقاط مختلف قادر خواهیم بود که رابطه بین فعالیت عصبی و ادراکمان از صدا و تعادل را درک کنیم.

.

نویسنده: سیده نرگس باقری

دانشجوی کارشناسی روانشناسی عمومی


.

منابع

جوانمرد، غلامحسین. روانشناسی فیزیولوژیک. ۱۳۹۱، تهران. دانشگاه پیام نور

جوانمرد، غلامحسین. روانشناسی عمومی. ۱۳۸۹، تهران. دانشگاه پیام نور