افسردگی و شیوه درمان آن

افسردگی

افسردگی بعنوان یکی از اختلالات خلقی طبقه‌بندی می‌شود. افسردگی علایم مختلفی دارد که می‌توانند تحت چهار عنوان مهم طبقه‌بندی شوند: هیجانی، شناختی، انگیزشی و جسمی، احساس غمگینی و بدبختی از علایم هیجانی و وجود افکاری شامل عزت نفس پایین و حسی از ناامیدی یا درماندگی از علایم شناختی افسردگی محسوب می‌شود. همچنین سستی و کندی روانی‌-‌حرکتی از علایم انگیزشی و علایمی از قبیل آشفتگی خواب، از دست دادن اشتها، مشکلات جنسی، ضعف عضلانی و انواع مختلفی از دردها، علایم جسمی آن هستند. افسردگی با داشتن چنین علایمی، بعنوان یک بیماری قلمداد می‌گردد که در آن فرد فاقد کنترل بر روی خویشتن بوده، کارکرد موثر خود را از دست می‌دهد و تعاملش با جهان خارج مختل می‌شود.

.

اختلالات خلقی را می‌توان به دو دسته بزرگ تقسیم کرد:

  • افسردگی یک قطبی که فرد دوره‌های طولانی از غم و غصه را تجربه می‌کند
  • افسردگی دو قطبی که یک شخص متناوبا دوره‌هایی از افسردگی و مانیا را تجربه می‌نماید.

.

علل افسردگی

افسردگی حاصل واکنش بین وقایع پر‌استرس زندگی و عوامل ژنتیکی و تجربیات دوران کودکی می‌باشد. خطر ابتلا به افسردگی در بستگان درجه اول بیمار مبتلا به افسردگی شدید، نسبت به بقیه افراد بیشتر می‌باشد.

عوامل مساعد کننده افسردگی عوامل ژنتیکی، نوع شخصیت فرد، عوامل محیطی و بیماریهای جسمانی و معلولیت جسمانی می‌باشد و عوامل تسریع کننده آن غالبا وقایع پراسترس زندگی می‌باشد.

بعضی مواقع و بخصوص در فرهنگ ما، افسردگی با تابلوی فیزیکی بصورت علایم سوماتیک (شکایتهای جسمانی و دردهای متحرک) مراجعه می‌کنند. علایم سوماتیک شامل مشکلات شکمی، سوء هاضمه، نفخ، کاهش اشتها، تپش قلب، احساس ناراحتی در قفسه سینه، سردرد، درد گردن، درد پشت و شانه‌ها می‌باشد.

.

فرآیندهای بیوشیمیایی واسط

شواهد روز افزونی از اختلالات بیوشیمیایی در میان بیماران افسرده وجود دارد که ماهیت دقیق آنها هنوز مشخص نیست، قویترین یافته به نفع وجود نوعی اختلال در عملکرد سروتونین مغز می‌باشد و بررسیها نشان داده که در مایع مغزی‌-‌نخاعی بیماران افسرده، غلظت متابولیت اصلی سروتونین پایین می‌باشد. بر همین اساس بیشتر داروهای ضدافسردگی با اثر بر این روند، تاثیر می‌کنند. همچنین سطح کورتیزول خون در نیمی از بیماران افسرده بالا می‌باشد.

.

درمانهای زیستی افسردگی

تا نیمه دهه ۱۹۵۰ درمانهای زیستی که برای افسردگی بکار می‌رفت عبارت بودند از:

  • درمان با الکتروشوک (ECT: Electroconvulsive therapy): اثر درمانی این روش نسبت به درمان دارویی سریعتر آغاز شده و بیشتر در افسردگیهای شدید موثر است و در بیمارانی که کاهش وزن شدید، بیدار شدن در صبح زود، کندی حرکتی و هذیان وجود داشته باشد، اثر ECT بهتر خواهد بود. در این روش بعد از بیهوش کردن بیمار به وی شوک الکتریکی داد می‌شود.
  • جراحی مغزی: این شیوه مستلزم برداشتن بخشی از بافت مغزی بود. بنابراین در جریان این روش بخشی از بافت مغز از دست می‌رود.
  • داروی اپرونیازید (iproniazid): در اوایل این دارو بعنوان عامل ضدباکتری برای بیماری سل مصرف می‌شد. مشاهده شد بیمارانی که از این دارو مصرف می‌کنند در برخی موارد شادتر و خوشبین‌تر می‌گردند، از سال ۱۹۵۷ ناتان کلاین از این دارو برای بیماران افسرده بستری استفاده کرد و این دارو به عنوان یک داروی ضدافسردگی به بازار آمد.

.

درمان دارویی

داروهای ضدافسردگی شامل ۳ حلقه‌ای‌ها، مهار کننده‌های اختصاصی بازجذب سروتونین SSRI، مهار کننده‌های مونوآمین اکسیداز MAOI می‌باشند که پرمصرفترین آنها گروه داروهای نورتریپتیلین و آمی‌تریپتیلین و همچنین فلوکستین (fluoxetine) می‌باشند. این داروها اثرات خود را بر روی سیستمهای سروتونینی اعمال می‌کنند، و در واقع باز جذب مجدد سروتونین را بازداری می‌کنند، این عمل در نهایت منجر به افزایش سطح سروتونین در سیناپسها و بالا رفتن خلق می‌گردد. اثر درمانی داروهای ضدافسردگی پس از حداقل ۲ هفته شروع می‌شود.

.

رواندرمانی

افسردگی اگر خفیف باشد و بویژه واکنشی نسبت به وقایع پراسترس زندگی باشد ممکن است نیاز به درمان با داروهای ضدافسردگی نداشته باشد و موارد خفیف را می‌توان با استفاده از روشهای رواندرمانی، حمایتهای اجتماعی و حل مسأله درمان کرد. برای درمان روانشناختی نباید با گذشته بیمار مبارزه کرد و یا بیش از حد به گذشته پرداخت، زیرا خلق او را بیشتر سرکوب می‌کند. در مورد داغدیدگی و از این قبیل مسائل، بیمار را باید تشویق کرد که در مورد احساسات خود با دیگران صحبت کند و مشکلات خود را با دیگران در میان بگذارد و عوامل آزار دهنده اطراف خود را تغییر دهد. بیمار افسرده را باید تشویق کرد که از گوشه‌گیری پرهیز کرده و فعالیتهای اجتماعی مناسبی داشته باشد ولی نباید او را به فعالیتهایی وادار کرد که به علت تمرکز ضعیف یا کندی، احتمال شکست خوردن در آنها وجود دارد.

یکی از راههای رواندرمانی دیگر، تشویق کردن بیمار برای انجام کارهای فیزیکی از جمله ورزش و استحمام روزانه و مرتب کردن ظاهر و پوشیدن لباسهای مرتب و … است و یک نکته هم اینکه نقش عامل مذهب در پیشگیری و درمان اختلالات روانی بسیار مهم است و دین درمانی (Religious therapy) یکی از راههای درمان افسردگی است و بررسیها نشان داده که بیمارانی که اعتقاد به مذهب و دین دارند و مذهبی هستند کمتر به افسردگی مبتلا می‌شوند و در صورت ابتلا، پاسخ خوبی به درمان دارند.

.

روند بیماری افسردگی

افسردگی ممکن است در هر سنی شروع شود، ولی میانگین سن شروع ۳۰-۲۵ سالگی است. در اکثر بیماران با اینکه عود شایع است، ولی بیمار در نهایت بهبود می‌یابد. برخی روانشناسان درمان افسردگی را به معنای تولدی دوباره می‌شناسند و معتقدند فردی که یک فاز افسردگی را پشت سر گذاشته و درمان شده توان مقابله با مشکلات در این فرد بالا رفته و نگرش او به زندگی واقع‌بینانه‌تر می‌شود.

.

نویسنده: بصیر زرافشان

دانشجوی کارشناسی روانشناسی عمومی


.

منابع

جوانمرد، غلامحسین. روانشناسی فیزیولوژیک. ۱۳۸۶، تهران. دانشگاه پیام نور

دانشنامه رشد- افسردگی و راه های مقابله با آن ۱۳۸۴