۰۲۱

هیجان چیست؟

درباره هیجان چه می‌دانید؟

مقدمه

هیجانها در روانشناسی معمولاً به احساسها و واکنشهای عاطفی اشاره دارند، هر هیجان از سه مؤلفه اساسی برخوردار است:

  • مؤلفه شناختی، افکار، باورها و انتظارهایی که نوع و شدت پاسخ هیجانی را تعیین می‌کنند. آنچه برای یک فرد فوق‌العاده لذت‌بخش است، ممکن است برای دیگری کسل کننده یا آزارنده باشد.
  • مؤلفه فیزیولوژیکی که شامل تغییرات جسمی در بدن است. برای مثال، هنگامی که بدن از نظر هیجانی بواسطه ترس یا خشم برانگیخته می‌شود، ضربان قلب زیاد می‌شود، مردمک‌ها گشاد می‌شوند و میزان تنفس افزایش می‌یابد. اکثر هیجانها شامل یک انگیختگی کلی و غیراختصاصی دستگاه اعصاب هستند.
  • مؤلفه رفتاری، به حالتهای مختلف ابراز هیجانها اشاره می‌کند. جلوه‌های چهره‌ای، حالتهای اندام و حرکتهای بیانگر، و آهنگ صدا همراه با خشم، لذت، شادی، غم، ترس و هیجانهای دیگر تغییر می‌کنند.

جلوه چهره‌ای مهمترین شکل ارتباط هیجانی هستند. بررسی‌هایی که صورت گرفته‌اند، نشان می‌دهند که برخی از جلوه‌های خاصِ چهره‌ای، ذاتی هستند؛ و بنابراین، در همه جای دنیا آنها را می‌شناسند. هیجانها متشکل از الگوهای پاسخهای فیزیولوژیکی و رفتارهای مخصوص به نوع هستند؛ و در واقع غالباً از نظر مردم هیجان همان احساسی است که به فرد دست می‌دهد؛ ولی هیجان یک رفتار است نه یک تجربه خصوصی و پدیده‌ای است که در بقای نوع و تولید مثل نقش دارد.

تعریف هیجان

واکنش کلی و کوتاه به یک واقعیت غیرمنتظره همراه با یک حالت عاطفی خوشایند یا ناخوشایند هیجان نامیده می‌شود. هیجان ترجمه لغت انگلیسی Emotion که از نظر ریشه لغت عاملی که ارگانیسم را به حرکت در می‌آورد، مثلا خشم، ترس، دوست داشتن.

در روانشناسی هیجانها جایگاه بسیار حساس و بنیادی دارند. زیرا ریشه بسیاری از اختلال‌های روانی را تشکیل می‌دهند. حتی سلامتی انسان را تضمین می‌کنند. مثلا ترس باعث فرار از خطر و خبط جان می‌شود. تلاشهای گسترده توسط فلاسفه، فیزیولوژیست‌ها و روانشناسان برای بررسی هیجانها به عمل آمده، اما شیوه عمل آنها هنوز به صورت فرضیه باقی مانده است. مطالعات مختلف نشان داد که در ظهور و تکوین جلوه‌های هیجان، فرهنگ هم نقش بسزایی دارد.

تاثیر در زندگی

به هنگام هیجان قدرت تفکر و قدرت عمل می‌تواند فلج شده و یا قدرت یابد. ساده‌تر اینکه گاه هیجان ذهن را خالی می‌کند و فرد نه می‌تواند چیزی بگوید و نه انجام دهد. نمونه آن همان ضرب‌المثل ترس برادر مرگ است، می‌باشد. چرا که فرد عملا قادر به انجام کاری و عکس‌العملی نیست و گاه فعالیت ذهن را افزایش می‌دهد، تحلیل را پرواز می‌دهد، الهام‌بخش، خلاقیت برانگیز و نیروبخش می‌شود.

طرز کار و عملکرد

هنگام هیجان، دو اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک جهت عکس هم عمل می‌کند. سمپاتیک بدن را برای حالت اضطراری آماده می‌کند و پاراسمپاتیک او را به سوی آرامش فرا می‌خواند و علت تفاوت عملکرد آنها در آماده کردن مواد شیمیایی جداگانه است که یکی موجب برانگیختگی و دیگری باعث آرامش می‌شود.

ارتباط با سایر علوم

این بحث در شاخه‌های مختلفی از علوم انسانی و رفتاری و علوم اجتماعی جایگاه ویژه‌ای دارد. چرا که هیجان و بروز جلوه‌های آن یعنی رفتار در ارتباط نزدیکی با فرهنگ و آداب اجتماع قرار دارد. از سوی دیگر در حیطه روانشناسی فیزیولوژیک قرار می‌گیرد و از دیدگاه فیزیولوژیکی مورد بررسی قرار می‌گیرد. همچنین در شاخه‌های مختلف روانشناسی از جمله پزشکی، جامعه‌شناسی، روانشناسی احساس و روانشناسی ادراک، روانشناسی اجتماعی، روانشناسی رشد و روانشناسی تربیتی و…

کاربردها

حفظ سلامت روان و جسم مهمترین کارکرد هیجان برای انسان است. ظهور یک هیجان روحی و بروز جلوه‌های آن و در نتیجه پاسخ فرد به آن باعث تخلیه و آرامش روحی می‌گردد و در نتیجه دستگاه ایمنی بدن را تقویت می‌کند و همچنین از لحاظ جنسی باعث به فعالیت افتادن ارگانیزم و حفظ جان می‌شود.

چشم انداز و آینده بحث

حاصل مطالعات ما را بر این نکته واقف می‌کند که بر هیجانهای مثبت تاکید داشته باشیم. چرا که تحقیقات نشان داده است که در بین بیماران قبلی آنهایی که بیشتر در خود فرو رفته‌اند، بیشتر از کسانی که شاد هستند، از بیماری خود رنج می‌برند و یا اشخاصی که از نظر هیجانی افت قابل ملاحظه‌ای دارند. از بروز خشم جلوگیری می‌کنند یا خود را بی‌پناه و بدون تکیه گاه احساس می‌کنند، بیشتر از دیگران به بیماری سرطان مبتلا می‌شوند. خلاصه اینکه نگرش فرد نسبت به هیجانها، می‌تواند دستگاه ایمنی بدن را تقویت کرده بر طول عمر انسان بیفزاید.

نویسنده: بهاره پرهیزی

دانشجوی کارشناسی روانشناسی عمومی


منابع

–           کارل هافمن، مارک ورنوری، جودیت ورنوری. روانشناسی عمومی (از نظریه تا کاربرد) ج. ۲٫ ترجمه مهران منصوری و همکاران. ارسباران، ۱۳۸۱

–           روانشناسی عمومی (دکتر حمزه گنجی)