داروها و اعتیاد

 Drugs and addiction

داروها

به هر ماده شیمیایی که کارکرد زیست‌شناختی بدن را تغییر دهد دارو گفته می‌شود.

اساس لذت بخشی مصرف داروها

اساس زیست‌شناختی سوءمصرف داروها با سیستم پاداش مغزی در ارتباط است.

بر اساس آزمایش اولدز و میلر بر روی موش آنها دریافتند مکانهایی که قادر بود حوزه تحریکی آزمودنی را تقویت کند فقط محدود به ناحیه سپتال نبود بلکه شامل سپتوم، آمیگدال، ناحیه پیشین هیپوتالاموس، هیپوکامپ، گیروس سینگولیت و هسته‌های اگامبنس باشد ولی مهمترین منطقه هیپوتالموس جانبی بود که موش هر ساعت ۱۰۰۰ بار با فشردن اهرم ناحیه را تحریک می کرد.

سه عامل اصلی که سبب می‌شود داروها اعتیادآورتر از دیگر مشوقها باشند عبارتند از:

نخستین عامل

 این است که داروهای اعتیادآور تحریک بیش از حد دستگاه دوپامینی مزولیمبیک پاداش در مغز را بیش از حد تحریک می‌کنند.

با مصرف داروهای روانگردان نشئه‌ی دارویی ایجاد می‌شود که برای مصرف کننده اَبَرپاداش است. لذا داروهای نشئه‌آور، هم بخش لذت (خوش داشتن) و هم بخش انگیزش (خواستن) را بطور همزمان در دستگاه عصبی افیونی و دستگاه دوپامینی پاداش به فعالیت وامی‌دارد. خاطره یکبار تجربه چنین لذت سرشاری به شدت شخص را وسوسه می‌کند که در جستجوی تکرار آن برآید.

عامل دوم

با مصرف مکرر داروهای اعتیادآور سندرم ناخوشایند ترک دارو ایجاد می‌شود. یعنی با مصرف مکرر دارو دستگاه‌های لذت مغز، بیش از پیش در برابر تحریک مقاوم‌تر شده تحمل دارویی ایجاد می‌شود. قطع دارو سبب می‌شود فعالیت دستگاه‌های لذت که اینک مقاوم شده‌اند کاهش یابد و فرآیندهای ناخوشایند ترک دارو فعال شوند و عوارض ترک دارو بروز کند. این حالت آزارنده ترک دارو، سبب می‌شود در معتادان انگیزشی، انگیزش دوچندان در برابر ادامه مصرف دارو ایجاد شود. به نظر می‌رسد که کارکرد دستگاه دوپامین مزولیمبیک نقش مهمی در جنبه انگیزش پاداشها داشته باشد. این دستگاه مستقیماً ایجاد احساس لذت نمی‌کند، بلکه شخص را به تکرار رویدادی که سبب افزایش لذت شده است سوق می‌دهد.

عامل سوم

 اینکه داروهای اعتیادآور ممکن است تغییرات دایمی در دستگاه‌های پاداش مغز ایجاد کنند و این تغییرات حتی پس از گذراندن دوره ترک دارو نیز موجب اشتیاق به دارو می‌گردند. لذا با مصرف بعدی یک دارو نظیر کوکایین، هرویین و آمفتامین یا محرک‌های وابسته به دارو، دستگاه دوپامینی مزولیمبیک به شدت فعال می‌شود و موجب می‌شود نورون‌های این ناحیه دچار پرکاری یا حساسیت شوند و چون در دستگاه دوپامینی مزولیمبیک کیفیات انگیزشی (خواستن) شدیدتر از کیفیات لذت‌بخشی پاداش (خوش داشتن) آن است به همین دلیل، پرکاری آن در معتادان موجب اشتیاق مفرط به دارو می‌شود.

داروهای روانگردان

واژه دارو در اشاره به هر نوع ماده بجز غذا که به طور شیمیایی کارکرد ارگانیسم را تغییر می‌دهد به کار می‌رود. داروهای روانگردان داروهایی هستند که بر رفتار، هشیاری و یا خُلق و خو تأثیر می‌گذارند یعنی حالات هشیاری را تغییر می‌دهند، ادراکات را جرح و تعدیل کرده و خُلق و خوی آدم‌ها را عوض می‌کنند. هم داروهای غیرمجاز «خیابانی» از قبیل هرویین و ماری‌جوآنا، هم داروهای مجاز مانند آرامبخش‌ها و داروهای محرک و هم داروهای آشنا از قبیل الکل، نیکوتین و کافئین در زمره این دسته از داروها به حساب می‌آیند.

مردم به این دلیل به داروهای روانگردان علاقه‌مندند که به آنها در سازگاری با محیط دائم در حال تغییرشان کمک می‌کند. زیرا مصرف داروها باعث کم شدن تنش، سرحال آمدن، رفع خستگی و در برخی موارد، فرار از واقعیات تلخ دنیا می‌شود. داروهای روانگردان رفتار و هشیاری را تحت تأثیر قرار می‌دهند. زیرا از راه‌های خاص زیست‌-‌شیمیایی بر مغز اثر می‌گذارند. با تکرار مصرف دارو ممکن است شخص به هر یک از این داروها وابستگی پیدا کند. وابستگی جسمی که یک نیاز فیزیولوژیک به داروست و وابستگی روانی که یک میل شدید به تکرار مصرف دارو بنا به دلایل هیجانی است مثلاً به دلیل احساس آسایش و کم شدن استرس.

وابستگی چیست؟

وابستگی به حالتی گفته می‌شود که در آن قطع مصرف مواد منجر به بروز نشانه‌های ترک می‌شود. این زمانی رخ می‌دهد که استفاده از مواد بعد از یک دوره زمانی طولانی، ناگهانی قطع شود.

وابستگی دارویی سه ویژگی عمده دارد که عبارتند از:

۱) تحمل

یعنی اینکه شخص با ادامه مصرف مجبور می‌شود مرتباً مقدار مصرف ماده را افزایش دهد تا به همان احساس قبلی دست یابد. برای مثال، اولین بار که شخص ۵ میلی‌گرم والیوم که دارویی آرامبخش است مصرف می‌کند، خیلی احساس آرامش می‌کند ولی بعد از آنکه شش ماه هر روز این قرص را خورد باید برای رسیدن به این آرامش، ۱۰ میلی‌گرم قرص بخورد.

۲)علائم ترک دارو

با قطع مصرف دارو، شخص واکنشهای جسمی و روانی ناخوشایندی تجربه می‌کند. این نشانه‌ها به فراخور نوع داروی مصرفی می‌توانند شامل: لرزش، عرق کردن، چنگه‌های معده، استفراغ، سردرد، بیخوابی، تهوع، گرفتگی عضلات، افزایش ضربان قلب و فشار خون، تشنج، اضطراب و افسردگی باشند.

۳)احساس اجبار در مصرف دارو

شخص بیشتر از آنچه قصد داشته دارو مصرف می‌کند. می‌کوشد میزان مصرف دارو را کنترل کند اما نمی‌تواند، و وقت زیادی را صرف به دست آوردن مواد می‌کند. یعنی یک الگوی رفتاری اجبار برای مصرف دارو بوجود می‌آید و شخص اشتیاق مهارناپذیر به مصرف دارو پیدا می‌کند.

قطع مواد و نشانه‌های ترک

قطع مواد و میزان تحمل دارو و شدّت نشانه‌های ترک اعتیاد در مورد مواد مختلف فرق می‌کند. مثلاً میزان تحمل مواد افیونی (مانند هرویین) بسیار بیشتر از بقیه داروها است. برعکس، میزان تحمل کسانی که ماری‌جوانا دود می‌کنند بندرت زیاده از حد بالا می‌رود. نشانه‌های ترک دارو پدیده رایجی به دنبال مصرف طولانی و زیاده از حد الکل، مواد افیونی و مسکن‌هاست. این نشانه‌ها در مورد داروهای محرک رایجترند، اما کمتر آشکارند لیکن در مورد توهم‌زاها، حتی در پی مصرف مکرر، ایجاد نمی‌شوند. با اینکه تحمل و نشانه‌های تحرک دارو از ویژگیهای اصلی وابستگی دارویی محسوب می‌شوند، اما در امر تشخیص اعتیاد، وجود آنها ضروری نیست. هر کس که همانند برخی مصرف‌کنندگان ماری‌جوانا الگویی از بی‌اختیاری مصرف دنبال کند، فردی وابسته به دارو محسوب می‌شود. هرچند هیچ نوع نشانه تحمل یا ترک دارو نداشته باشد.

وقتی اعتیاد مشخصه تحمل دارویی و نشانه‌های ترک را دارد فرد معتاد برای مقابله با رنج و دردهای ناشی از آنها ناگزیر به جستجو و مصرف مواد روی می‌آورد. منظور از اشتیاق این نیست که در همه موارد فرد از وضعیت اعتیادی خود راضی است بلکه منظور این است که فرد حتی برخلاف میل منطقی خود به جستجو و مصرف می‌پردازد و احتمالا بعد از هر بار مصرف نیز احساس گناه می‌کند و تصمیم به ترک می‌گیرد.

نویسنده: شیدا سادات دریاباری

دانشجوی کارشناسی روانشناسی عمومی


منابع :

جعفری، هلن. روانشناسی فیزیولوژیک: بر اساس کتاب غلامحسین جوانمرد دانشگاه پیام نور. ۱۳۹۴، تهران. انتشارات راه

اتکینسون، ریتا ال و همکاران. براهنی، محمد تقی، و دیگران، مترجم. متن کامل زمینه روانشناسی هیلگارد. ۱۳۸۰، انتشارات رشد. تهران