۱۳

یادگیری و حافظه از دید روانشناسی فیزیولوژیک

Memory and Learning

مقدمه

در تبیین یادگیری از دیدگاه فیزیولوژیک دو نظریه کلی وجود دارد که یکی از آنها تغییرات را در سطح سیناپسی و عوامل زیست‌شناسی مرتبط با آن، در نظر می‌گیرد و دیگری توجه خود را به تغییرات در مدارهای نورونی معطوف داشته است.

هر دو به تغییراتی  فیزیولوژیکی توجه دارند، که در حین یادگیری در مغز و سلولهای عصبی اتفاق می‌افتند.

 شرطی شدن سلول عصبی یک حالت افزایش تحریک‌پذیری را در آن پدید می‌آورد که ناشی از تغییرات در یون و فوریزاسیون پروتئین است.

  • یادگیری: فراگیری اطلاعات جدید می‌باشد.
  • حافظه: ظرفیت ذخیره‌سازی و بازیابی موارد یاد گرفته شده می‌باشد.

«کسی که فاقد قدرت یادگیری و حافظه است قادر به استفاده از تجارب خود نمی‌باشد.»

حافظه و یادگیری مستلزم بعضی تغییرات نسبتاً پایدار در ساختمان سیستم عصبی می‌باشند.

ممکن است یادگیری و حافظه ایجاد تغییراتی در الگوی فعالیت الکتریکی موجود در مدارهای عصبی و بین میلیون‏ها نرون باشد و شناخت ماهیت مکانهایی که حافظه در آنها اتفاق می‏افتد دشوار است.

در واقع فیزیولوژی یادگیری و حافظه به بررسی فرآیندهای عصبی می‌پردازد که در جریان یادگیری و یا عملکرد حافظه رخ می‌دهند.

نظریه سیناپسی

در حالت عادی ارتباط بین سلولهای عصبی حالتی خاموش و بدون مصرف است. تعداد دندریتها، تعداد فضاهای بین‌سیناپسی، بند سلول، ضخامت آکسون و مانند آن بدون مصرف بوده و در واقع مانع از عبور اطلاعات از سلولی به سلول دیگر می‌شود.

پیدایش تحریک سبب دگرگون شدن اینگونه خصوصیات در سلولهای عصبی می‌گردد و البته سیناپس تحریک شده مدتی بحال خود واگذاشته شود، این شرایط به حالت اولیه برخواهد گشت.

بطور کلی در این نظریه چنین عنوان می‌شود که عبور جریان عصب ایجاد تکانه عصبی می‌کند. سپس آنزیم درون نورون فعال می‌شود. پس از آن تغییراتی در طرز تهیه پروتئین سلول پدید می‌آید و نهایتا الگوهای هندسی خاصی در نورونها، پایدار می‌شود. اصطلاح رد یا اینگرام را در تعریف و نمایش فرضی و فیزیک یک خاطره بکار برده‌اند.

نظریه اینگرام از کارل لشلی

منظور از اینگرام این است که حین یادگیری تغییراتی فیزیولوژیک یا زیست‌-‌شیمیایی در نورون اتفاق می‌افتد. لشلی در جستجوی اینگرام به آموختن رفتارهایی به حیوان و سپس برداشتن قسمتهایی از مغز مبادرت ورزید. کاهش پدید آمده در حافظه را نمی‌توان بعنوان از بین رفتن اینگرامها دانست، بلکه این امر تا حدود زیادی بخاطر انفعال و گسیختگی در فرآیندهای حسی و حرکتی مغز بوده است.

سیناپس هبی

پس از لشلی نظرها معطوف به ساختارهای زیرین قشر مغز گردید و در این زمینه ساختارهایی مثل هیپوکامپ ، استریاتوم و آمیگدال بعنوان ساختارهای اساسی مرتبط با حافظه کوتاه مدت مطرح شدند.

دونالد هب از شاگردان لشلی واقف بود که نرون‏ها در مقادیر زیادی با هم سیناپس تشکیل می‏دهند. وی فرض کرد که حافظه باید از پیوند زیاد معماری نرون‏های توزیع شده در مغز حاصل شود.۱۱

هب فرض کرد که مدارها بطور ناگهانی بوسیله تجارب یادگیری، فعال می‏شوند و بعد از رخدادی شروع به فعالیت فیزیکی می‌کنند و در صورتی که این فعالیت برای مدت کوتاهی حفظ شود یادگیری بوجود می‌آید و این تبیینی بود برای حافظه کوتاه مدت.

«سیناپسی که تحت تاثیر یادگیری نیرومند قرارگیرد سیناپس هبی نام دارد»

 

LTP , LTD

LTD پدیده‌های الکتروفیزیولوژیکی هستند که LTP به معنی اثر سیناپسی قویتر و LTD به معنی اثر سیناپسی ضعیفتر تعریف شده‌اند.۱۲

اصطلاح انعطاف‌پذیری سیناپسی به تغییرات بوجود آمده در توانمندی سیناپس‏ها گفته‏ می‏شود.

انواع حافظه

حافظه دراز مدت: که مطالب را به مدت زمان طولانی‌تری نگهداری می‌کند و ظرفیت آن نامحدود است، مبنای زیست‌-‌شیمیایی دارد. به عبارتی اطلاعات در این حافظه از تغییرات زیست‌-‌شیمیایی پدید آمده و نگهداری می‌شوند. خاطرات دراز مدت بیشتر از خاطرات کوتاه مدت حفظ می‌شود.

حافظه کوتاه مدت: که به حافظه کاری نیز معروف است و مدت زمان نگهداری اطلاعات در آن و همچنین ظرفیت آن محدود است. بر اساس داده‌های فعلی حافظه کوتاه مدت، بیشتر بنیادی الکتروفیزیولوژیک دارد.

تاثیر عوامل مختلف بر جریان فیزیولوژیکی یادگیری و حافظه

عوامل دیگری که موثر بر یادگیری و حافظه شناخته شده‌اند موجب ایجاد تغییرات فیزیولوژیک می‌شوند. استرس تاثیرات عمیقی روی یادگیری و حافظه دارد. در زمان یادآوری از حافظه نیز استرس و اضطراب به عنوان عامل مداخله‌گر، مانع بازیابی مطالب یاد گرفته، می‌شود (همان چیزی که سر جلسه امتحان اتفاق می‌افتد).

در حین استرس ترشح آدرنالین می‌تواند تاثیرات متفاوتی روی یادگیری داشته باشد. در یک حد معینی از  استرس که حد معینی از ترشح آدرنالین را سبب می‌شود، می‌تواند موجب تقویت یادگیری شود. اما اگر خیلی شدید باشد یادگیری مهار می‌شود.

خلق و شرایط روحی شخص نیز تغییرات فیزیولوژیک ایجاد می‌کند که با فرآیند یادگیری و عملکرد حافظه مرتبط هستند.

یادگیری مطالب در حالت خوشحالی، حافظه را تقویت می‌کند و شخص در چنین حالتی بهتر می‌تواند خاطرات را برای خود زنده کند.

نویسنده: مینا خضری نمین

دانشجوی کارشناسی روانشناسی عمومی


منابع:

  • مجله سلامت –واحد تبیان – مبحث فیزیولوژی یادگیری و حافظه
  • کتاب روانشناسی یادگیری –نویسنده: حسین زارع
  • کتاب روانشناسی فیزیولوژیک- مولف: هلن جعفری