kids-aggressive1

والدین و پرخاشگری کودکان

Aggression in children

به واقع کودکان الماسهایی ارزشمند در دست والدینند که می‌توانند آنان را به هر شکلی تراش دهند و اینگونه به نزول و صعود جامعه کمک کنند. پس می‌توان گفت تربیت مناسب فرزند، اهمیتی به اندازه نجات بشریت از رنج و درد خواهد داشت و اغراق نیست اگر بگوییم خدشه بر این جواهر، آسیب بر پیکر بشریت است.

به عنوان روانشناس و در برخورد با مراجعان، گاهی با کسانی مواجه می‌شوم که نقش زن به عنوان خانه‌دار و پرورش دهنده کودک را کمرنگ تلقی می‌کنند. تربیت فقط یک کودک می‌تواند منجر به رشد انسانی شود که در سعادت و سلامت جامعه تاثیر گذارد و بالعکس جامعه‌ای را به زوال و تباهی بکشاند. که مثالهایی برای هر دو در تاریخ وجود دارد.

در تربیت اجتماعی کودک، هیچ رفتاری به اندازه پرخاشگری حائز اهمیت نیست. قصور در تربیت کودکان برای خودداری از رفتار پرخاشگرانه، یا ابراز پرخاشگری به شکل جامعه‌پسند، می‌تواند عواقب درازمدت و وخیمی را به بار آورد.

نتایج مطالعات نشان داده است، افرادی که در دوران کودکی رفتار پرخاشگرانه داشته‌اند و درمان نشده رها شده‌اند، بیشتر در بزرگسالی به مشکلات شدید روانی دچار می‌شوند، و هر چه رفتارهای پرخاشگرانه دوران کودکی شدیدتر باشد، شدت بیماریهای روانی در بزرگسالی بیشتر خواهد بود.

استفاده از روشهای موثر جهت اصلاح رفتارهای پرخاشگرانه در دوران کودکی می‌تواند هم فرد پرخاشگر و هم اطرافیان وی و جامعه را از رنج و ناراحتی بزرگی نجات دهد.

 

پرخاشگری چیست؟

روانشناسان پرخاشگری را رفتاری تعریف کرده‌اند که هدف آن صدمه به خود یا به دیگری باشد. آنچه در این تعریف حائز اهمیت است، قصد و نیت رفتار کننده است؛ یعنی، یک رفتار آسیب‌زا در صورتی پرخاشگری محسوب  می‌شود که از روی قصد و عمد به منظور صدمه زدن به دیگری یا به خود انجام گرفته باشد.

همه کودکان به طور طبیعی در موقعیت‌های خاص که مطابق میل آنها انجام نمی‌شود از خود خشم و خشونت نشان می‌دهند و به رفتار پرخاشگرانه دست می‌زنند. در بیشتر این کودکان با بالا رفتن سن رفتارهای خشونت‌آمیز از بین می‌رود و در بعضی ممکن است این پرخاشگری و شرارت ادامه پیدا کند که آگاهی والدین و اقدامات آنان در ادامه پرخاشگری نقش بسزایی دارد.

 

علل پرخاشگری

برای درک صحیح از حالات کودک و پرخاشگری به عنوان یکی از وضعیتهای روانی انسان، لازم است علل وقوع پرخاشگری را از دیدگاههای مختلف بیان کنیم. هر یک از این دیدگاهها پشتوانه تحقیقاتی و علمی  قوی دارد که در مجموع به فهم ما از پرخاشگری کمک می‌کنند.

۱- پرخاشگری جزئی از غریزه است:

روانشناسان معتقدند، قدرت، پرخاشگری و… در درون انسان نهفته است و اگر این نیروها به طرز صحیح و قابل قبول اجتماع مورد استفاده قرار نگیرد، به صورت پرخاشگری افراطی و مضر ظاهر می‌شود. در اینجا تربیت کودک برای کنار آمدن با افکار پرخاشگرانه از اهمیت بسزایی برخوردار است.

 ۲- پرخاشگری به منظور پاسخ به محرومیت:

هرگاه انسان در راه رسیدن به اهدافش به مانعی(شخص یا شئ) برخورد کند و از رسیدن به آن هدف محروم بماند اقدام به پرخاشگری می‌کند. حال ممکن است مستقیم به آن مانع پرخاشگری نکند و به جانشینان آن واکنش نشان دهد. میزان پرخاشگری به استعداد درونی فرد نیز بستگی دارد و عوامل بیرونی به شروع آن کمک می‌کنند و شدت ناکامی و میزان عوامل درونی پرخاشگری، در میزان این رفتار تاثیر دارد.

 ۳- پرخاشگری رفتاری یاد گرفته شده:

پرخاشگری مانند سایر رفتارهای انسان می‌تواند یادگرفته شود. پرخاشگری را می‌توان با مشاهده یا تقلید یاد گرفت و هرچه بیشتر تقویت شود احتمال وقوع آن بیشتر خواهد بود. فرد ناکام ممکن است در مقابل ناکامی، از دیگران کمک بگیرد، تلاش بیشتری کند، شروع به مذاکره کند، اما ممکن است، انزوا پیشه کند، مواد مخدر مصرف کند، خودکشی کند و یا پرخاشگری و تجاوز کند. این واکنش در مقابل ناکامی و میزان پرخاشگری بستگی به این دارد که کودک در مقابله با ناکامی چه چیز یاد گرفته باشد. در اینجا نقش والدین به عنوان مهمترین الگوی رفتاری کودک بسیار  تاثیر گذار است.

 

پرخاشگری در کودکان و نوجوانان

هر کدام از عوامل فوق می‌تواند منجر به پرخاشگری در فرزندان، در مواجهه با محرومیت و نرسیدن به خواسته‌هایشان شود. تربیت پدر و مادر، و اینکه فرزندشان با چه وسیله‌ای(قهر، فریاد و… یا صحبت کردن و…) به خواسته‌هایش برسد نیز بسیار موثر است. باید به کودک یاد داد که برای رسیدن به خواسته‌هایش از راههای مناسب عمل کند. اینکه به علل پرخاشگری اشاره می‌کنیم به این خاطر است که بتوانیم از وقوع آن پیشگیری کرده و در صورت بروز، برنامه‌ای برای مقابله با آن داشته باشیم.

پرخاشگری در کودکان و حتی نوجوانان می‌تواند به دلایل زیر ایجاد شود:

  • محدودیت شدید در خانه و مدرسه
  • نداشتن فضای کافی برای بازی و تحرک
  • مشکلات و فشارهای مربوط به درس و یادگیری
  • احساس ناامنی
  • مراقبتهای بیش از حد
  • الگوهای نامناسب (والدین، دوستان، رسانه‌ها، فرهنگ و…)
  • ناکامی‌های بنیادی و عدم موفقیت
  • سخت‌گیری و تنبیه بدنی
  • بی‌توجهی، بی‌اعتنایی و خُرد کردن شخصیت کودک و طرد کردن او

 

توصیه‌هایی برای والدین

  • برای درمان پرخاشگری کودکان، والدین باید ابتدا ریشه‌ها و علل پرخاشگری را بشناسند، سپس می‌توانند با رعایت موارد زیر پرخاشگری فرزندشان را کنترل و بعضا زیر نظر روانشناس درمان کنند.
  • والدین سختگیر که خود نیز رفتار خشونت‌آمیز داشته‌اند، با تجدید نظر در رفتار خود و اصلاح آن و در ادامه شخصیت دادن به کودک، ملایمت و فرصت اظهار نظر و در مجموع ایجاد فضایی متعادل و آزاد می‌تواند رفتار کودک را اصلاح کند.
  • جلوگیری از پرخاشگری بطور مستقیم یا غیرمستقیم و تنبیه و تذکر به او که این رفتار موجب خسارت به خود و دیگران می‌شود.
  • پُر کردن اوقات فراغت کودک: بیکاری و نداشتن برنامه می‌تواند انرژی ناشی از رشد کودک را مصرف ایجاد پرخاشگری کند و در نوجوانان نیز باعث فساد گردد. در این برنامه‌ها با مسئولیت دادن به کودک و اشتغال وی به آنچه مورد علاقه اوست می‌توان از پرخاشگری او کم کرد.
  • در کودکی که به علت تحقیر و سرزنش، پرخاشگری در او شکل گرفته است می‌توان با تکیه بر نقاط مثبت او آنها را برجسته کرد تا کودک برای اثبات خود نیازی به پرخاشگری حس نکند.
  • چنانچه مراقبت بیش از حد والدین موجب پرخاشگری در کودک شده است، که در این شرایط کودک با پرخاشگری خودنمایی می‌کند، واگذاری مسئولیت و ایجاد امکان خودنمایی از راه هنجار به وی، اقدامی است که در اصلاح رفتار او موثر است.
  • درصورتیکه ناکامی‌ها و شکستها موجب پرخاشگری شده است، ایجاد موفقیت و اقدامات جبرانی در این زمینه بسیار مفید است.
  • مواردی وجود دارد که پرخاشگری در حدی شده است که جنبه مرضی و مزمن دارد که لازم است به روانشناس مراجعه کرد و درصورت تشخیص روانشناس گاهی لازم است همزمان با اصلاح رفتار خانواده و کودک، توسط روانپزشک دارو نیز تجویز شود.

خلاصه اینکه برای پیشگیری از پرخاشگری این امکان وجود دارد که کودک بتواند با اظهار یک تقاضای مودبانه، صبر کردن برای نوبت خود، یا شریک شدن با دیگران، به طور مثال از تاب استفاده کند. علاوه بر این، پدر و مادر باید از اینکه خود مدل و الگوی پرخاشگری قرار گیرند پرهیز کنند، و هر وقت والدین پرخاشگری توسط دیگران را می‌بینند لازم است ناخشنودی خود را از پرخاشگری ابراز کنند. بدیهیست که والدین هر قدر در تربیت خود کوشا باشند، ممکن است لحظاتی در زندگی کودک پیش آید که دچار پرخاشگری شود، اما اینکه این پرخاشگری با کنترلهای درونی باشد یا اینکه کودک کنترل خود را از دست دهد، وابسته به کیفیت تربیت والدین است.

به هر حال پرخاشگری در کودکان کنترل و درمان دارد. اما اگر رها شود، بزودی لجبازی، حسادت، شرارت، بزهکاری و … ممکن است به آن اضافه شود که مجموع اینها می‌تواند منجر به وقایعی شود که متاسفانه درمانی برای آن نیست.  وقایعی مثل نزاع‌ها، قتل و … از جمله مواردی است که در نتیجه پرخاشگری کنترل نشده رخ می‌دهد.

روند وخیم شدن پرخاشگری، لجبازی و… با دوران بلوغ و همزمان با تغییرات هورمونی در نوجوان آغاز می‌شود که در این مرحله باید برای حل و فصل آن از روانشناسان کمک گرفت و هر چه رها شود مسأله پیچیده‌تر شده و مسلم است که درمان نیز سخت‌تر می‌گردد.

امید است در نوشته‌های آتی به مواردی از جمله لجبازی، حسادت، دروغگویی، دزدی و… کودکان نیز بپردازیم. تا این موارد را در حالیکه هنوز مزمن نشده‌اند از کودکانمان حذف کنیم. تا الماسهایی داشته باشیم که همچون گذشته برق آنها چشم جهانیان را خیره کند، و خودمان  نیز از ثمره زندگیمان در سالهای پیری لذت ببریم.

 


 

منابع:

  1. کریمی- یوسف، (۱۳۹۲)- رواانشناسی اجتماعی، چاپ سی ام، تهران، نشر ارسباران.
  2. اُ.راس- آلن، (۱۳۷۶)- اختلالات روانی کودک، ترجمه امیر هوشنگ مهریار و فریده یوسفی، چاپ دوم، تهران، انتشارات رشد.
  3. گلاس- یودا، (۱۳۷۴)- اصلاح رفتار کودک، ترجمه سیاوش جمالفر، چاپ اول، موسسه نشر ویرایش با همکاری انتشارات فهیم.
  4. حسینی (بیرجندی)- سید مهدی، (۱۳۸۲)- مشاوره والدین در مسائل تربیتی فرزندان، چاپ دوم، تهران، انتشارات اساطیر.