تعریف و اهمیت هیجان

Emotion

مباحث مورد اشاره در این مقاله عبارتست از:

  • تعریف هیجان
  • ارتباط انگیزش و هیجان
  • ابعاد هیجان
  • وظایف و نقش هیجان
  • تجلی هیجان
  • تأثیر فرهنگ بر تجلی هیجان
  • نیمکره های مغز و هیجان
  • نشانگان کلوور – بوسی
  • رابطه خلق و هیجان

.

تعاریف هیجان

تعاریف و دیدگاه‌های مختلفی در مورد هیجان وجود دارد که در زیر سعی گردیده است که مهمترین و پرکاربردترین تعاریف در زمینه هیجان معرفی شود:

  • واکنش کلی و شدید و کوتاه ارگانیسم به یک موقعیت غیرمنتظره همراه با یک حالت عاطفی خوشایند یا ناخوشایند.
  • یک حالت عاطفی که می‌تواند از عناصر فیزیولوژیک و موقعیتی و شناختی تشکیل شود.
  • وضعیت پیچیده‌ایست در پاسخ به تجربه‌های دارای بار احساسات.
  • پدیده‌های احساسی، انگیختگی، هدفمند، بیانگر و کم دوام هستند که به ما کمک می‌کنند با فرصتها و چالشهایی که هنگام رویدادهای مهم زندگی مواجه می‌شویم سازگار شویم.
  • پاسخهای فیزیولوژیکی و روانی هستند که ادراک، یادگیری و عملکرد ما را تحت تأثیر قرار می‌دهند.
  • واکنشی است که تعامل بین عوامل ذهنی و محیطی و فرآیندهای عصبی و هورمونی را شامل می‌شود.

در تقسیم بندیهای متعددی که از هیجان ارائه گردیده است، می‌توان به مهمترین تقسیم‌بندی هیجان اشاره نمود که بصورت کلی، هیجان را به دو دسته مثبت مانند عشق و آرزو، و منفی مانند ترس، افسردگی و خشم اشاره نمود.

.

ارتباط انگیزش و هیجان

تفاوتهای انگیزه‌ها و هیجانات

  • هیجانات را محرک‌های بیرونی فرا می‌خوانند اما انگیزه‌ها منشأ درونی دارند.
  • انگیزه‌ها را معمولا نیاز معینی فرا می‌خواند در حالیکه محرکهای بسیار زیادی می‌توانند هیجانات را فرا خوانند.

.

ارتباط بین انگیزه‌ها و هیجانات

  • هیجان‌ها یک نوع انگیزه هستند و مانند انگیزه‌های دیگر، رفتار را نیرومند و هدایت می‌کنند.
  • هیجانها بصورت یک سیستم نمایش، عمل می‌کنند تا نشان دهند سازگاری فرد چقدر خوب یا بد پیش می‌رود.

.

ابعاد هیجان

  • حالتهای شناختی یا احساسی: هیجانات تا اندازه‌ای احساسات ذهنی هستند به اینصورت که باعث می‌شوند به شیوه خاصی، چیزی مثل عصبانیت یا خوشحالی را احساس کنیم.
  • واکنشهای فیزیولوژیکی: هیجانات، واکنشهای فیزیولوژیکی و زیستی هستند.
  • رفتارهای بیانگر – اجتماعی‌: این بعد به جنبه ارتباطی هیجان مربوط است.
  • هدفمندی: هیجانات هدفمند می‌باشند.

بنابراین هیجان نوعی ساختار روانشناختی است که این ۴ جنبه تجربه را در یک الگوی همزمان، هماهنگ می‌کند.

.

۶ مولفه هیجان از نظر فریجدا و لازاروس

  1. تجربه شخصی و ذهنی هیجان
  2. پاسخهای جسمانی درونی
  3. شناختهای شخص درباره هیجان و موقعیتهای مرتبط با آن
  4. جلوه‌های چهره
  5. واکنشهای شخصی و کلی به هیجان
  6. گرایش به اعمال معین

.

وظایف و نقش هیجان

  • برای کنار آمدن و حل تکالیف اساسی زندگی کمک می‌کند.
  • سازگاری فرد با محیطهای عادی و اجتماعی را موجب می‌شوند.
  • باعث هماهنگی در رفتار می‌شوند.
  • در انتقال احساسات به دیگران کمک می‌کند.
  • بر نحوه تعامل و روابط اجتماعی ما با دیگران اثر می‌گذارند.
  • آمادگی پاسخ دادن به موقعیت خاص را فراهم می‌کنند.

بطور کلی هیجان در حکم تقویت رفتاری می‌باشد. بطوریکه وقتی فرد هیجان مثبتی را تجربه می‌کند به رفتارهایی می‌پردازد که موجب تولید مجدد آن هیجان می‌پردازد و وقتی که فرد هیجان منفی را تجربه می‌کند، فرد از رفتارهایی که باعث بروز مجدد آن می‌شود اجتناب می‌کند.

.

تجلی هیجان

هیجانات بصورت فیزیولوژیکی، جلوه‌های چهره‌ای یا رفتار بیانگر و بازنمایی شناختی تجلی می‌کنند.

  • پاسخ فیزیولوژیکی: افزایش فشار خون و ضربان قلب – تند شدن تنفس – گشاد شدن مردمک چشم – افزایش تعرق و کاهش ترشح بزاق و مخاط – افزایش قند خون برای فراهم کردن انرژی بیشتر – به هنگام جراحت، خون سریعتر لخته می‌شود – خون به جای معده و روده، بیشتر به سمت مغز و عضلات مخطط می‌رود – موهای پوست سیخ می‌شود و پوست دانه دانه می‌شود.
  • جلوه‌های چهره‌ای یا رفتار بیانگر: جلوه‌های چهره که با هر هیجان معین همراه هستند به وضوح دیگران را از حالت هیجانی شخص آگاه می‌کنند. مانند وقتی که فردی دارای چهره خشمگین می‌باشد که نشاندهنده رفتار پرخاشگرانه آن فرد می‌باشد، یا هنگامی که فردی در حال لبخند زدن می‌باشد، نشانه‌ای از حسن نیت و تأیید آن فرد می‌باشد.
  • بازنمایی شناختی: علاوه بر پاسخهای فیزیولوژیکی و جلوه‌های چهره‌ای، هیجانها در آگاهی یا هشیاری ذهنی و بطور شناختی بازنمایی می‌شوند. ما می‌توانیم در مورد هیجانهایی که تحمل می‌کنیم، فکر کنیم و حرف بزنیم.

.

تأثیر فرهنگ بر تجلی هیجان

  • هر فرهنگ قواعد ابرازی معینی برای نشان دادن هیجان دارد. این قواعد، نوع هیجانهایی که در موقعیتهای معینی تجربه می‌شود و رفتارهای مناسب برای هر هیجان را مشخص می‌کند.
  • تریاندیز معتقد است که برای بررسی تفاوتهای فرهنگی در ابراز هیجانها، دسته‌بندی فردگرایی در مقابل جمع گرایی مناسب است.
  • کیتایاما و همکارانش دریافتند که ژاپنی‌ها هیجانات اجتماعی‌تر، مانند احساسات دوستانه را از خود نشان می‌دهند، در حالی که آمریکاییها هیجانات کمتر اجتماعی مانند غرور و خشم را از خود نشان می‌دهند.

.

نیمکره‌های مغز و هیجان

قشر مغز به دو نیمکره راست و چپ تقسیم می‌شود. برای هر کدام از این دو نیمکره عملکردها و پاسخهای ذهنی و هیجانی بسیار متفاوتی قایل شده‌اند. بر اساس این دیدگاه افرادی که نیمکره چپ آنها تسلط دارد منطقی و روشنفکر هستند و افرادی که نیمکره راست آنها تسلط دارد خلاق و هیجانی و شهودی هستند و کسانی که بین دو نیمکره تعادل داشته باشند افراد بسیار متعادلی هستند زیرا منطق و هیجان رابطه همزمان دارند.

نشانگان کلوور – بوسی

هینریچ کلوور و پل بوسی در سال ۱۹۳۹ یک سری آزمایشهایی را روی میمونها انجام دادند. آنها رفتار میمونهای پرخاشگر را با برداشتن قسمت فوقانی قطعه گیجگاهی بطور شگفت‌انگیزی تغییر دادند. میمونها رفتارهای غیر عادی از خود نشان دادند که بعنوان نشانگان کلوور بوسی شناخته شد.

بنظر می‌رسد که آسیب وارده به بادامه و قطعه گیجگاهی موجب شده است که میمونها پرخاشگری و سلطه خودشان را از دست بدهند.

.

خلق و هیجان

انسان بطور کلی جریان خلق‌های دائمی را تجربه می‌کند. با اینکه هیجانات در تجربه روزمره نادر هستند ولی افراد همیشه چیزی را احساس می‌کنند. آنچه را که آنها معمولا احساس می‌کنند خلق است، یعنی نوعی احساس که اغلب بصورت اثر بعدی رویداد هیجانی که قبلا تجربه شده وجود دارد. خلق را می‌توان به دو دسته عاطفه مثبت یا خلق خوب و عاطفه منفی یا خلق بد تقسیم نمود.

عاطفه مثبت بالا رفتارهایی مانند علاقمندی، پر انرژی بودن، هشیاری و خوش‌بینی را برای فرد به ارمغان می‌آورد.

در مقابل، عاطفه منفی بالا نیز رفتارهایی مانند ناخشنودی، عصبیت، بی‌تفاوتی و تحریک‌پذیری بالا را برای فرد به همراه دارد.

.

نویسنده: علی‌اکبر نعیمی‌زاد

دانشجوی کارشناس ارشد روانشناسی شخصیت


منابع

حسن زاده، رمضان. انگیزش و هیجان. تهران، ۱۳۹۳. انتشارات ارسباران

ریو، جان مارشال. انگیزش و هیجان. سیدمحمدی، یحیی، مترجم. تهران، ۱۳۸۷. نشر ویرایش