jung-2

یونگ و دیدگاه او

روانشناسی تحلیلی

کارل گوستاو یونگ، در سال ۱۸۷۵ میلادی در دهکده‌ای واقع در شمال سوئیس نزدیک آبشار معروف راین به دنیا آمد. دوره کودکی‌اش با تنهایی، جدایی، و ناخرسندی همراه بود. پدرش کشیشی بود که آشکارا ایمانش را از دست داده و اغلب تندمزاج بود. مادرش از اختلالهای هیجانی رنج می‌برد و رفتاری غیرقابل پیش‌بینی داشت. یونگ در سالهای اولیه زندگی، یاد گرفت که به پدر و مادرش اعتماد یا اطمینان نکند، و این را به دنیای خارج نیز گسترش داد. او متوجه به دنیای درون شد؛ دنیای رؤیاها، ‌پنداره‌ها و خیال‌ها، یعنی دنیای ناهشیارش. رؤیاها و ناهشیاری – نه دنیای منطق و هشیاری- راهنمای دوران کودکی‌اش شد و همچنان در دوران بزرگسالی نیز همراه وی بود.

 یونگ در ۱۹۰۰ از دانشگاه بازل(نام شهری در شمالغربی سوئیس)،‌ با درجه پزشکی فارغ‌التحصیل شد. به روانپزشکی علاقمند بود،‌ و نخستین انتصاب حرفه‌ایش در یک بیمارستان روانی زوریخ بود، که اوگن بلولر،‌ روانپزشکی که به سبب پژوهش‌هایش درباره اسکیزوفرنی معروف بود ریاست آن را بر عهده داشت. یونگ در ۱۹۰۵ به سمت مدرس روانپزشکی در دانشگاه زوریخ منصوب شد، اما پس از چند سال کناره‌گیری کرد و تلاش‌هایش را در تحقیق، نوشتن و طبابت خصوصی مصروف داشت.

یونگ در ۱۹۳۲ به استادی دانشگاه پلی‌تکنیک دولتی زوریخ منصوب شد و این سمت را تا ۱۹۴۲ که بر اثر بیماری ناگزیر به کنار‌ه‌گیری شد بر عهده داشت. در ۱۹۴۴ یک کرسی روانشناسی پزشکی در دانشگاه بازل سوئیس برای او ایجاد شد، اما این بار نیز به سبب بیماری نتوانست بیش از یک سال در این سمت باقی بماند. وی سرانجام در سال ۱۹۶۱ در زوریخ در ۸۶ سالگی از دنیا رفت.

خاطرنشان می‌شود، که یونگ به خاطر ارائه نظریاتش تحت عنوان «روانشناسی تحلیلی» دارای شهرتی خاص است، مولر نیز نکته اصلی روانشناسی یونگ را در این می‌داند که: او به حالات روانی اقوام ابتدایی اهمیت می‌داده است.

دو رؤیا که مسیر علمی یونگ را تعیین کردند

شاید این مسأله عجیب باشد اما حقیقت این است که یونگ از طریق رویاهایش، هدایت علمی می‌شده است. وقتی که خود را برای تحصیل در دانشگاه آماده می‌کرد، موضوع رشته تحصیلی‌اش در یک رؤیا به وی الهام شد. او در خواب دید که برای یافتن استخوانهای جانوران ما قبل تاریخ مشغول حفاری است. او این خواب را چینن تعبیر کرد که باید در زمینه طبیعت و علوم تحصیل کند. رؤیای کندن سطح زمین به علاوه رؤیای سه سالگی‌اش که خود را در یک غار زیرزمینی دیده بود،‌ جهت مطالعه آینده‌اش درباره شخصیت را تعیین کرد: مطالعه نیروهای ناهشیاری که زیر سطح ذهن قرار دارند. جالب اینجاست که رؤیای مربوط به حفاری در ادامه زندگی او تبلور عینی‌تری یافت و او به مطالعات اساطیر باستانی روی آورد تا اندیشه روانکاوی خود را عمق و گسترش بخشد.

نظریات یونگ در حوزه روانکاوی و روانشناسی شخصیت و روانکاوی و روانشناسی دین مطرح است.

اندیشه‌های یونگ در زمینه‌های گوناگونی مانند مذهب، ‌تاریخ، هنر و ادبیات تأثیر گذاشت. بسیاری از مورخان،‌ دانشمندان علوم دینی و نویسندگان از او بعنوان منبع الهام قدردانی کرده‌اند. با وجود این، روانشناسی علمی از بسیاری جهات روانشناسی تحلیلی را نادیده گرفته است. بسیاری از کتابهای یونگ تا سالهای دهه ۱۹۶۰ به انگلیسی ترجمه نشده بودند و سبک نسبتاً پیچیده نوشته‌هایش فهم آنها را دشوار می‌سازد.

نظریه یونگ یک حالت فلسفی و عرفانی خاصی دارد. وی شیفته زندگی و رفتار بومیان و مردم قبایل مختلف بود و برای فهم آنان مدتی را در میان بومیان شمال افریقا و کنیا و سرخ‌پوستان نیومکزیکو به سر برد. وی همچنین به مطالعه و تفسیر اساطیر و افسانه‌ها و کتب مذهبی علاقه‌مند بود و برای فهم سمبل‌ها و علائم موجود در میان قبایل بدوی، ‌نظیر توتم‌ها،‌ کوشش بسیاری کرد و حاصل این کوششها را در کتاب «انسان و سمبول‌هایش» به رشته تحریر درآورد.

یونگ را باید مبتکر یک مکتب خاص در روانکاوی دانست که خود او نامش را روانشناسی تحلیلی(Analytical Psychology) نهاد. مکتبی که پس از جدایی او از فروید توسط او اعلام شد و «به کلی با نظریه فروید تفاوت داشت».  یونگ ترجیح داد بجای اصطلاح روانکاوی یا روان‌تحلیل‌گری -که به روانشناسی دین موسوم بود- از اصطلاح روانشناسی تحلیلی استفاده کند که بعدها به روانشناسی زوریخ موسوم شد.

در نگاهی دیگر، مولر، یونگ، فروم، آدلر و هورنای را جزء نظریه‌پردازان «اصالت فرهنگ» می‌دانند که پیامد روانکاوی یا واکنش در برابر آن است و نوعی روانشناسی اجتماعی با استفاده از جامعه‌شناسی است. یونگ تلفیق خود را با داده‌های قوم‌شناسی و روانکاوی انجام می‌دهد.


منابع

شولتز، دوان. نظریه های شخصیت. سید محمدی، یحیی، مترجم. ۱۳۸۹، تهران. مؤسسه فرهنگی انتشاراتی تبیان

کریمی، یوسف. روان‌شناسی شخصیت. ۱۳۷۰، تهران. انتشارات دانشگاه ‌پیام نور