Fritz Perls père de la gestalt Psychothérapie - école de Psychologie Gestalt

پرلز و گشتالت درمانی

فردریک پرلز بنیانگذار گشتالت درمانی

فردریک پرلز (۱۸۹۳-۱۹۷۰) در سال ۱۸۹۳ در یک خانواده یهودی در برلین متولد شد. وی در سال ۱۹۲۱ میلادی از دانشگاه فردریک ویلهلم، واقع در برلین، موفق به اخذ درجه دکترای پزشکی شد. پرلز با سمت دستیار با کرت گلدشتاین و پل شیلدر در مؤسسات روانکاوی برلین، فرانکفورت و وین در مقام روانکاو کار می‌کرد. او از طریق تماسهای خود با ورتایمر، تیلیچ، گلدشتاین، بیوبر و دیگر صاحب نظران مجمع علمی و حرفه‌ای آلمان در دهه‌های بیست و سی قرن بیستم میلادی موفق شد مقدمات گشتالت درمانی را تدوین کند.

زمانی که هیتلر به قدرت رسید، وی، به علت فشارهای وارده به یهودیان، در سالهای ۱۹۳۳ و ۱۹۳۴ به همراه همسرش لورا به آمستردام پناه برد و در آنجا به کار خصوصی پرداخت.

ولی بزودی، بر اثر فشار نازیها، مجبور شد به آفریقای جنوبی مهاجرت کند و در آنجا به تربیت روانکاوان پرداخت و در سا ل ۱۹۳۵در شهر ژوهانسبورگ، مؤسسه روانکاوی آفریقای جنوبی را تأسیس کرد.

پرلز با سمت روانپزشک در ارتش انگلستان نیز خدمت کرده است، به دنبال مرگ جان اسموت و ایجاد نفاق و  جدایی میان سیاه پوستان و سفید پوستان آفریقای جنوبی، پرلز و خانواده‌اش در سال ۱۹۴۶ به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کردند.

وی در اکثر شهرهای آمریکا به کار خصوصی و نشر اصول افکار خود پرداخت و با تشکیل سمینارها و کارورزیهای آموزشی، گشتالت درمانی را تشریح و تبلیغ کرد. بعد از سال ۱۹۶۵ میلادی، پرلز، در نزدیکی بیگشور کالیفرنیا سکنی گزید و در همین مکان بود که با جدیت به گسترش شیوه گشتالت درمانی اقدام کرد.

پرلز تا اوایل سال ۱۹۷۰ میلادی در این مکان ماند و سپس به کانادا رفت و در آنجا انجمن گشتالت درمانی و مرکز آموزشی آن را تأسیس کرد. وی سرانجام در چهاردهم ماه مارس ۱۹۷۰ بدرود حیات گفت.

گشتالت[۱] عبارت است از کلیتی پویا که از دو یا چند بخش تشکیل شده است. گشتالت درمانی با کل فرد سر و کار دارد که چیزی بیش از جمع رفتارهایش است. گشتالت درمانی، روشی پدیدار شناختی است که تجربه انسان را منبع داده‌ها می‌داند و بر تجربه درمانگر و مراجع از واقعیت تأکید دارد. گشتالت درمانی یک رویکرد وجودی است که بر مسئولیت‌پذیری افراد در قبال خودشان و نقش آنان در تجربه‌های کنونی خودشان تأکید دارد. در گشتالت درمانی، معضلات مربوط به گذشته و آینده در قالب زمان حال بررسی می‌شوند. هدف کلی گشتالت درمانی نیز خود آگاهی[۲] و آگاهی از دیگران و محیط است که موجب کمال و یکپارچگی انسان می‌شود.

در گشتالت درمانی بر قایل شدن مرزی مناسب بین خود و دیگران تأکید می‌شود. این مرز از طرفی آن قدر انعطاف‌پذیر است که به ما امکان برقراری تماس معنادار با دیگران را می‌دهد و در عین حال آن قدر استحکام دارد که در انسان احساس خودمختاری ایجاد می‌کند. آسیبهای روانی معلول بروز اختلال در آگاهی و تماس است. این اختلال نیز محصول واضح نبودن مرز خود و دیگران است. گشتالت درمانگرها آزمایشها و تمرینهای خلاقانه‌ای برای افزایش خودآگاهی ابداع کرده‌اند. گشتالت درمانی  به صورت انفرادی و گروهی اجرا می‌شود. در هر دو شکل گشتالت درمانی، تعارضات شخص با خودش و دیگران و مشکلاتی که از گذشته فرد به زمان حال وی کشیده شده‌اند، رفع می‌شوند.

فردریک پرلز[۳] یکی از معروف ترین گشتالت درمانگران است. به نظر پرلز توضیحات فروید درباره چگونگی رشد منش در شخصیت ناقص است. زیرا فروید تنها به بیان منش فراخودی پرداخته است، در صورتی که در برابر «من برتر[۴]» وجود «من کِهتر[۵]» نیز لازم می‌آید. دیگر اینکه پرلز در درمان، به تجربه و آزمایش در زمان حال تأکید می ورزد در حالی که فروید به تعبیر و تفسیر تاریخچه زندگی و تداعی آزاد تأکید دارد.

پرلز رویا را از نقطه نظر شکافهای موجود در شخصیت و وضعیتهای ناتمام مورد توجه قرار می‌دهد و از آن برای تماس مراجع با محیط و به تجربه درآوردن خود و وحدت‌بخشی به شخصیت استفاده می‌کند؛ اما فروید رویا را شاهراهی به «ناخودآگاه» می‌داند و به تعبیر و تفسیر بخشهای آن می‌پردازد و آنها را به گذشته زندگی فرد ارتباط می‌دهد. پرلز می‌گوید من نمی‌دانم «ناخودآگاهی» چیست، اما می‌دانم رویا بدون قصد و اراده اتفاق می‌افتد و خود بخودی‌ترین راه برای ابراز وجود آدمی است. هر رویا یک اثر هنری و چیزی شبیه یک داستان یا خیالپردازی است که شامل انواعی از آرزوها، ستیزها، تضادها، حرکات و نظایر آن است.

.

منابع

متشکری، سعید. اقدم، آرش. اصول و فنون مشاوره در درمان لکنت. ۱۳۹۳، تهران. پایگاه فرهنگ

شولتز، دوان. نظریه های شخصیت. سید محمدی، یحیی، مترجم. ۱۳۸۴، تهران. مؤسسه فرهنگی انتشاراتی تبیان

شفیع آبادی، عبدا… . نظریه های مشاوره و رواندرمانی. ۱۳۸۴، تهران. مرکز نشر دانشگاهی

.


[۱] Gestalt

[۲] Self-Awareness

[۳] Fredrick Perls

[۴] Supraego

[۵] Infraego

.