imagehandler

اشتهای کودکان

مشاوره والدین در اشتهای کودکان

بی‌شک امروزه غذا خوردن کودکان یکی از دغدغه‌های اکثر والدین محسوب می‌شود. ترس از بیمار شدن کودک، اشکال در رشد جسمی، ضعف در برابر آلودگیهای محیطی و …، از مسائلی هستند که ذهن والدین را معطوف به رسیدگی به تغذیه کودکشان می‌کند. غافل از اینکه عدم اطلاعات کافی در مورد اشتهای کودک باعث بروز اضطراب در والدین شده و انتقال این اضطراب به کودک عوارض گاها جبران ناپذیری بر رشد شخصیت کودک می‌گذارد.

نوشته زیر پاسخ قسمتی از سوالات والدین در مورد اشتهای فرزندان است. اما این بدین معنا نیست که در صورت بروز مشکل در اشتهای کودک، از کمکهای تخصصی روانشناسان و متخصصین تغذیه صرف نظر کنید.

اشتهای طبیعی در سنین مختلف کودکان

بی‌اشتهایی و میزان غذا خوردن در سنین مختلف کودک بطور طبیعی متفاوت است. وضعیت اشتهای کودک در سنین مختلف به شرح زیر می‌باشد:

در سال اول زندگی، کودک خوش اشتهاست و مشکل تغذیه‌ای ندارد.

در سال دوم اشتهای کودک کم می‌شود و در ۲ سالگی و ۳ سالگی اشتهای کودک کم است و بعضی از غذاها را بر دیگری ترجیح می‌دهد.

در چهار سالگی، اشتهای کودک کم است، از غذا بدش می‌آید و بعضی از غذاها را که قبلا دوست داشته، دیگر دوست ندارد.

از ۵/۴ تا ۵ سالگی اشتهای کودک بهتر می‌شود و تا ۸ سالگی اشتهای او رو به افزایش می‌گذارد تا جائی که در ۸ سالگی اشتهای کودک بسیار خوب است. در این سن غذاهای ساده را دوست دارند اما غذاهایی که روی آنها چربی نشسته را دوست ندارند. بیشتر مایلند غذاهای جدید را تجربه کنند.

از ۸ سالگی به بعد اشتها و پذیرش تنوع غذا افزایش می‌یابد به نحوی که ۱۱ ساله‌ها همیشه به فکر غذا هستند و ۱۲ ساله‌ها معمولا تمام غذاها را دوست دارند.

آنچه در بالا ذکر شد روند طبیعی اشتها در کودکان است و در صورتیکه والدین برخورد مناسبی در هر کدام از مراحل با کودک نداشته باشند بی‌اشتهایی شدت می‌یابد و روند طبیعی اشتها در کودک مختل خواهد شد.

عوارض بی‌اشتهایی و سوء تغذیه

در این قسمت به عوارض کمبود بعضی مواد مهم و ویتامینها بر وضعیت روانی و جسمی اشاره می‌کنیم تا از اهمیت موضوع بیشتر آگاه شوید.

کمبود ویتامین ب کمپلکس باعث اختلالات عصبی می‌شود. شاید شناخته شده‌ترین بیماری ناشی از کمبود یکی از ویتامینهای گروه ب، بیماری بری‌بری است که در اثر کمبود ویتامین ب۱ (تیامین) ایجاد می‌شود.

بری‌بری به معنای «من نمی‌توانم» است و توصیف خوب و مناسبی در مورد ضعف و سستی، ضعف ماهیچه‌ای و ناراحتیهای امعایی و حالات تهوع و افسردگی است که در نتیجه کمبود تیامین ایجاد می‌شود.

در آزمایشات اولیه، بروزک، گزکو و کیز، تغییر شخصیت ۸ مورد جوان عادی را به مدت ۱۶۱ روز، تحت رژیمی که در آن اندکی کمبود ویتامین ب کمپلکس به چشم می‌خورد مورد بررسی قرار دادند. بعد از آن به مدت ۲۳ روز تحت رژیم محرومیت ب۱ قرار گرفتند و بعد از آن ۱۰ روز آنها را تحت رژیمی قرار دادند که سرشار از ب۱ بود. نتایج بدین ترتیب بودند که در دوره‌ای که تحت رژیم ب۱ بسیار کم بودند اختلالات مشهودی در شخصیت آنها دیده شد. بیشترین اختلالات، زمانی بوقوع پیوست که تحت رژیم محرومیت شدید از ب۱ بودند و علائم آن عبارت بودند از: افسردگی، عدم خودجوشی، تنش زیاد، اعمال هیستریک، هیجان شدید و زیاد. افزودن ب۱ به رژیم غذائی آنان باعث بهبود آنان شد.

بعضی از مواد کانی مانند: سدیم کلراید، مس و کلسیم برای سوخت و سازهای عادی مغز لازم است و کمبود آنها می‌تواند باعث ضعف، سستی، خونسردی، توهم و افسردگی شود. به اضافه، ویتامینها و مواد کانی و شیمیایی که آنها را ذکر کردیم. عوامل دیگری نیز می‌توانند منجر به آسیبهای مغزی شوند اما مواد مذکور برای سلامت بدن و حفظ مقاومت موجود بدن در مقابل فشارهای عضوی و روانی لازم است.

علل ایجاد بی اشتهائی در کودکان

در دورههای کوتاه مدت تمایل غیرطبیعی به یک غذا یا امتناع از خوردن غذا در کودکان پیش‌دبستانی رایجند، در عده کمی، این مشکل شدید یا ثابت می‌شود و اما اگر ثابت شد می‌تواند تا بزرگسالی ادامه یابد و در فرد سوءتغذیه ایجاد کند، در حدی که باعث مرگ فرد شود(اگرچه به ندرت آنقدر شدید است که منجر به بروز علائم سوء تغذیه شود) و این شدت و ثابت شدن بی‌اشتهایی مربوط به عملکرد والدین است که سهوا رفتاری را که گذراست تقویت می‌کنند.

مثلا کودکی را در نظر بگیرید که ظهر از مدرسه می‌آید و چون به شدت گرسنه است به سرعت به میز غذا حمله می‌کند و تنها به این فکر می‌کند که نیاز گرسنگی خود را ارضاء کند، بنابراین به تندی غذا می‌خورد، دستهایش را می‌لیسد، غذا را با دست به دهان می‌گذارد، و گاهی غذا را روی لباسهایش می‌ریزد، مادر کودک از این طرز غذا خوردن عصبانی شده و او را سرزنش می‌کند؛ در نتیجه به کودک احساس محرومیت و عصبانیت دست می‌دهد و بدلیل هیجان حاصله، اشتهایش کم می‌شود اما چون گرسنه است به همان نحوی که مادر ناپسند می‌داند غذا می‌خورد و بالاخره پدر ناراحت می‌شود و کودک را از خوردن غذا محروم می‌سازد و همین برخوردها با گرسنگی کودک توام می‌شود و عوامل نامطلوب روانی را در کودک بوجود می‌آورد و کودک ممکن است عمل خوردن غذا را با بروز وقایع آزار دهنده، مربوط کند و حتی در بزرگسالی نیز از خوردن غذا امتناع کند و لذت نبرد و نسبت به کسانی که سر میز غذا با او هستند احساس عناد و تنفر کند.

گاهی عمل تغذیه با ترس همراه است مثلا دختر بچه‌ای خود را ناگهان با عده‌ای غریبه سر میز غذا تنها دید، زیرا مادرش در آشپزخانه مشغول بود. دختر بچه فریاد زد و خواست او را از صندلی پائین آورند. عصر آن روز نتوانست غذا بخورد و فردا صبح وقتی روی صندلی میز غذا نشست نگاهی به اطراف کرد و فریاد زنان از صندلی پائین آمد، این تجربه باعث شده بود تا کودک ترس شب قبل را به تجربه غذا خوردن بطور کلی تعمیم دهد.

گاهی غذا نخوردن در کودک، وسیله‌ای برای جلب توجه دیگران است بویژه اولیاء. کودک می‌آموزد که اگر غذا نخورد مادر را عصبانی خواهد کرد و بدین ترتیب اورا وادار به برآوردن تمایلاتش می‌کند. اگر این نوع رفتار تکرار شود و کودک از این راه موفقیت حاصل کند، بتدریج به این امر عادت می‌کند و در بزرگسالی بعنوان نوعی مشکل برای او مطرح است.

اختلالات عاطفی، گاه به صورت تمایل شدید به خوردن غذای زیاد بروز می‌کند در این نوع تغذیه، لذتی که باید معمولا عاید شود وجود ندارد و افراط در غذا خوردن شخص، تنها به منظور کم کردن اضطراب یا ایجاد احساس ایمنی صورت می‌پذیرد.

در تحقیقی که در شیرخوارگاه زندان زنان صورت گرفت قسمتی از دلائل اختلال تغذیه در نوزادان و کودکان روشن شد. اصلی‌ترین دلیل برای امتناع از خوردن، در این اطفال، نبود محیط امن عاطفی در هنگام غذا خوردن بود. در تحقیقی که اسکولونا انجام داده، ۱۰ نفر از نوزادان مذکور از گرفتن پستان امتناع می‌کردند، با وجود اینکه هیچ مانع فیزیکی وجود نداشت. مادران ۸ نفر از این نوزادان، بسیار عصبانی و مشوش بودند و این حالت ظاهرا روی نوزاد تاثیر می‌گذاشت.

توصیه‌هایی برای والدین

  1. به کودکان کم اشتها به مقدار کم و دفعات بیشتر حتی ۵ یا ۶ مرتبه در روز غذا دهید.
  2. احساس گرسنگی در کودک زودگذر است، به محض گرسنگی به او غذا بدهید.
  3. هیچگاه برای غذا دادن به کودک به زور متوسل نشوید، زیرا مختصر اشتهای آنان از بین می‌رود.
  4. چون تحمل بی‌شتهایی در کودکان موقتی است، لذا باید ترتیبی داد که از اشتهای کم برای رساندن غذای لازم به آنان با صبر و حوصله استفاده نمود.
  5. غذا را به مقدار کم در بشقاب کودک قرار دهید و پس از آنکه خورد مجددا مقدار دیگری در بشقاب او بگذارید.
  6. درباره مقدار غذایی که باید بخورد تاکید نکنید. اصرار والدین به صورت تهدید، قهر کردن و جایزه دادن، تنبیه و … جز آنکه بی‌اشتهایی او را تشدید کند حاصلی ندارد.
  7. درباره فواید، مزه و لذت غذا زیاد شرح ندهید.
  8. در مورد غذا خوردن کودک بی‌اعتنایی، صبر و حوصله و خونسردی، بهترین روش است. استفاده از فرصتهای مناسب، هنری است که باید بتدریج فراگیرید و بکار بندید.
  9. کودک را در مورد خوردن غذا آزاد بگذارید و تعلیم آداب غذا خوردن را به زمان پُراشتهایی کودک موکول کنید.
  10. ورود مولود جدید و توجه به او از مواردی است که ممکن است کودک واکنش منفی نشان دهد، و با این که مدتها سر سفره بنشیند و با غذا بازی کند مخالفت خود را اعلام می‌کند. در این موارد نباید در مقابل کودک به مولود جدید توجه کرد.
  11. تا کودک برای خوردن غذا سر میز یا سفره، در جمع آمادگی ندارد او را مجبور نکنید.
  12. اعزام کودک به صورت اردو که باید برنامه‌ریزی، حرکت و فعالیت نماید و روزی سه وعده غذا به آنان عرضه شود.
  13. وقتی به کودک غذا می‌دهید به او لبخند بزنید و مهربانی کنید.
  14. به کودک فرصت دهید تا غذاهای مختلف را امتحان کند و خود در انتخاب تصمیم بگیرد.
  15. به طرز تفکر کودکان احترام بگذارید و تغییراتی با نظر آنان در برنامه غذایی بدهید. ارائه چند غذا به آنان و انتخاب توسط آنان برایشان خوشایند است، مثلا به جای اینکه بگوئید «آب سیب می‌خوری؟» بگوئید «آب سیب می‌خوری یا پرتغال؟»
  16. غذاهای تازه را زمانی به او پیشنهاد کنید که او گرسنه است.
  17. از کودک بخواهید در خرید مواد غذایی و چیدن سفره به شما کمک کند.
  18. غذا را طوری آماده کنید که ظاهر خوشایندی داشته باشد.
  19. کودک را از بازی سر سفره نیاورید، بگذارید قدری استراحت کند و پس از آرامش پیدا کردن غذا بخورد.
  20. موقع غذا خوردن باید از نظر جسمی آرامش داشته باشد و در جایش راحت باشد.
  21. و بالاخره آخرین توصیه آن که بی‌اشتهایی کودکان مهم است اما با کاربرد اصول بالا و داشتن صبر و حوصله بزودی وارد مرحله‌ای خواهید شد که از خوردن زیاد کودک نگران باشید، آن موقع هم نگران نباشید. کودک شما نوجوانی شده است که جنب و جوش دارد و برای رشد بدن خود نیاز به غذا دارد. از این رو، او را در مضیقه نگذارید.

.

منابع

۱-  گلدر – مایکل و گات- دنیس، (۱۳۷۳)- مبانی روانپزشکی آکسفورد، ترجمه کیانوش هاشمیان، چاپ اول، تهران، موسسه فرهنگی انتشاراتی تبیان.

۲-  شاملو- سعید، (۱۳۸۳)- بهداشت روانی، چاپ هفدهم، تهران، انتشارات رشد.

۳-  حسینی (بیرجندی)- سید مهدی، (۱۳۸۲)- مشاوره والدین در مسائل تربیتی فرزندان، چاپ دوم، تهران، انتشارات اساطیر.

 

نویسنده: سعید متشکری

.