درباره بنیانگذار گفتاردرمانی

سرگذشت مردی که بنیانگذار رشته ارزشمند گفتاردرمانی شد

این نوشتار درباره کسی است که مراحل رشد و شکوفایی خود را به عنوان یک انسان طی کرده و در نهایت به الگویی نقش‌پرداز تبدیل شده است. سرگذشت او به نوعی تاریخچه شکل‌گیری رشته گفتاردرمانی نیز به حساب می‌آید. هرچند در حال حاضر رشته گفتاردرمانی، مستقل از بنیان‌گذار خویش رشد و بالندگی بسیاری پیدا کرده و حوزه‌های تحت پوشش آن گسترش چشمگیری داشته است؛ و علاوه بر علم روانشناسی، زبانشناسی، نورولوژی، آناتومی و فیزیولوژی نیز در این رشته وارد شده‌اند بطوریکه درنهایت رشته گفتاردرمانی به هویتی مستقل دست یافته است.

پیشنهاد می‌کنم سرگذشت او را مطالعه کنید چرا که بسیار الهام بخش است.

چارلز ون رایپر (۱۹۰۵-۱۹۹۴) روانشناس و گفتاردرمانگر توانمندی بود که در حوزه آسیب‌شناسی گفتار و زبان بخاطر رویکردهای درمانی که برای درمان لکنت و تولید گفتار ابداع کرد، صاحب شهرتی جهانی شده است. همچنین کتاب کلاسیک «اصلاح گفتار: اصول و فنون» که ایشان به رشته تالیف درآورده‌اند، ده بار تجدید چاپ شده و به هفت زبان و از جمله به بریل ترجمه شده است. این کتاب اولین کتاب از نوع خود (textbook) بود که در حوزه گفتاردرمانی منتشر شده است.

van riper

دکتر ون رایپر در ابتدا به تحصیل ادبیات زبان انگلیسی همت گماشت ولی بدلیل لکنت شدیدی که سالها گریبانگیر او بود رضایت چندانی بدست نیاورد و برای حل این مشکل در رشته روانشناسی بالینی در دانشگاه آیوا به تحصیل پرداخت و با مدرک دکترا در سال ۱۹۳۴ از آنجا فارغ‌التحصیل شد. پس از بازگشت به میشیگان در سال ۱۹۳۶ اولین کلینیک گفتار و شنوایی را در دانشگاه وسترن میشیگان دایر نمود و شروع به پژوهش و بررسی در زمینه ماهیت و درمان بیماریها و مشکلات گفتار، زبان و شنوایی نموده و نتایج پژوهشهای خود را در نشریات دانشگاه میشگان به چاپ رساند و بدینسان رشته گفتاردرمانی را بنیان گذاشت که بعدها به آسیب‌شناسی گفتار و زبان تغییر نام داد.

او تا سال ۱۹۶۷ اداره کلینیک را خودش بر عهده داشت. ولی پس از سکته قلبی در آن سال از اداره کلینیک کناره‌گیری نمود. پرفسور ون‌رایپر در سال ۱۹۷۶ پس از چهل سال خدمات آکادمیک در دانشگاه میشیگان، بازنشسته شد. در سال ۱۹۸۳ بمنظور احترام و گرامیداشت خدمات او، مسئولین دانشگاه، نام کلینیک را به کلینیک ون‌رایپر تغییر دادند.

سرانجام در ۲۵ سپتامبر ۱۹۹۴ دکتر ون‌رایپر بدرود حیات گفت. او علاوه بر اینکه نویسنده توانایی بود استعداد خوبی در شعر داشت و شعرهای متعددی از او به یادگار مانده است. او در طول حیات خویش حدود ۲۰۰ مقاله و کتاب در زمینه گفتاردرمانی به رشته تحریر در آورد.

در سن ۸۴ سالگی به دلیل کهولت سن چند روزی در بستر بیماری بود و در مصاحبه‌ای گفت: «من از مرگ ترسی ندارم چرا  که پایان زندگی مفیدی خواهد بود».

در مجله انکور(Encore) مقاله‌ای درباره او با عنوان «چارلز ون‌رایپر: مصیبتش، موجب تحسینش شد»، در مقدمه چنین می‌نویسد:

در تاریخ هر دانشگاهی، شخصی وجود دارد که موجب شده تا نام آن دانشگاه بر روی نقشه‌ها نوشته شود و به آن دانشگاه هویت داده؛ یک نام‌آور که استانداردی از فضیلت است تا دیگران از او سرمشق بگیرند. چنین چهره افسانه‌ای برای دانشگاه میشیگان، چارلز ون رایپر بوده است.

van riper 123

چارلز ون‌رایپر:      

«من تمام روزهای عمرم را لکنت کردم. به گمانم من یکی از لکنتی‌های غیرقابل درمان هستم. هر کسی شیطانی در درون خود دارد و شیطان من لکنت است. وقتیکه من لکنت را بعنوان یک مشکل پذیرفتم و یاد گرفتم که با آن کنار بیایم و اجتناب، پنهانکاری و تقلا نکنم، شیطان من تسلطش را بر من از دست داد.

من لکنتی بسیار شدیدی بودم و گیرهای طولانی داشتم که با کج‌شکلیهای صورت و پرشهای سر همراه بود و نه تنها موجب می‌شد که شنوندگان مرا طرد کنند بلکه حتی ارتباط برقرار کردن را هم برای من تقریبا غیرممکن کرده بود. یکبار وقتی از خانمی خواستگاری کردم جواب او این بود: «من اینقدر بدبخت نیستم.» نه تنها احساس بی‌پناهی بلکه احساس ناامیدی می‌کردم. حس می‌کردم برهنه در دنیایی پر از چاقوهای فلزی تیز و بران رها شده‌ام. به خودکشی هم فکر کردم و حتی یکبار آنرا امتحان کردم ولی حتی در این کار هم شکست خوردم.

اگر کسی برای من پیشگویی می‌کرد که زندگی شگفت‌انگیز و پرارزشی خواهم داشت به تلخی در روی او می‌خندیدم. ولی علیرغم لکنتم یا شاید حتی بخاطر آن، من چنین زندگی داشته‌ام. من می‌توانم برگردم  و با حس رضایت به زندگی خودم نگاه کنم. من شغلی بسیار عالی داشتم که کمک کرد تا پیشگام یک حرفه نو باشم. من با زنی دوست داشتنی ازدواج کردم و صاحب سه فرزند و نه نوه شدم که عشقی را به من دادند که تشنه آن بودم ولی هرگز انتظار رسیدن به آنرا نداشتم. پول زیادی بابت نوشتن کتابهایم بدست آوردم. در برنامه‌ها، فیلمها، تلویزیون و رادیو حضور یافتم؛ برای جمعیت زیادی سخنرانی کردم و نطق‌های زیادی در سراسر کشور و بسیاری کشورهای خارجی ارائه نمودم. هر آنچه را که می‌خواستم و حتی بیشتر داشته‌ام. اکنون در دوران پیری خرسندم.»

منابع:

متشکری، سعید. اقدم، آرش. اصول و فنون مشاوره در درمان لکنت. ۱۳۹۳، تهران. پایگاه فرهنگ

مجله انکور، ژانویه ۱۹۹۰ ، کالامازو میشیگان